decoked

[ایالات متحده]/dɪˈkəʊkt/
[بریتانیا]/dɪˈkoʊkt/

ترجمه

vt. از چیزی کربن را حذف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

decoked engine

موتور زدوده شده

decoked parts

قطعات زدوده شده

decoked system

سیستم زدوده شده

decoked cylinder

سیلندر زدوده شده

decoked valves

سوپاپ‌های زدوده شده

decoked fuel

سوخت زدوده شده

decoked surface

سطح زدوده شده

decoked exhaust

اگزوز زدوده شده

decoked components

قطعات زدوده شده

decoked machinery

ماشین آلات زدوده شده

جملات نمونه

the chef decoked the vegetables to enhance their flavor.

سرآشپز سبزیجات را سرخ کرد تا طعم آنها را افزایش دهد.

after the meat was decoked, it became tender and juicy.

پس از سرخ شدن گوشت، نرم و آبدار شد.

she decoked the broth to make it more palatable.

او آبگوشت را سرخ کرد تا قابل خوردن تر شود.

the restaurant specializes in decoked dishes that are healthy.

این رستوران در تهیه غذاهای سرخ شده سالم تخصص دارد.

decoked seafood is a popular choice among diners.

غذاهای دریایی سرخ شده یک انتخاب محبوب در بین غذاخوردن ها است.

he learned how to decoke fish for his culinary class.

او یاد گرفت که چگونه ماهی را برای کلاس آشپزی خود سرخ کند.

decoked ingredients are often used in gourmet recipes.

مواد اولیه سرخ شده اغلب در دستور العمل های غذایی مجلل استفاده می شوند.

they prefer their dishes decoked for a healthier meal.

آنها ترجیح می دهند غذاهای سرخ شده برای یک وعده غذایی سالم تر باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید