decolonised

[ایالات متحده]/[ˌdiːˈkɒlənaɪzd]/
[بریتانیا]/[ˌdiːˈkɒlənaɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آزاد کردن از حکومت یا وضعیت استعماری.
v. (زمان گذشته فعل decolonize) آزاد کردن از حکومت یا وضعیت استعماری.
adj. که از حکومت یا وضعیت استعماری آزاد شده باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

decolonised mind

ذهن زدبرجوامه

decolonised history

تاریخ زدبرجوامه

being decolonised

در حال زدبرجوامه‌شدن

decolonised spaces

فضاهای زدبرجوامه

fully decolonised

کاملاً زدبرجوامه

decolonised narratives

روایت‌های زدبرجوامه

decolonised future

آینده زدبرجوامه

جملات نمونه

the museum's collection was partially decolonised, removing artifacts acquired through colonial exploitation.

مجموعه موزه به طور جزئی از استعمارزدایی خارج شد و آثار باستانی که از طریق استثمار استعماری به دست آمده بود، حذف شدند.

scholars are working to decolonise the curriculum, incorporating diverse perspectives and voices.

محققان در حال تلاش برای استعمارزدایی از برنامه درسی هستند و دیدگاه‌ها و صداهای متنوع را در آن وارد می‌کنند.

the film critically examines the process of decolonising national identity after independence.

این فیلم به طور انتقادی فرآیند استعمارزدایی از هویت ملی پس از استقلال را بررسی می‌کند.

many universities are actively decolonising their research agendas to address historical biases.

بسیاری از دانشگاه‌ها به طور فعالانه دستورالعمل‌های تحقیقاتی خود را برای رفع تعصبات تاریخی استعمارزدایی می‌کنند.

the artist sought to decolonise traditional art forms by incorporating indigenous techniques.

هنرمند به دنبال استعمارزدایی از اشکال هنری سنتی با وارد کردن تکنیک‌های بومی بود.

it's crucial to decolonise our understanding of history, challenging eurocentric narratives.

برای به چالش کشیدن روایت‌های مرکزیت اروپا، ضروری است که درک خود از تاریخ را استعمارزدایی کنیم.

the movement aims to decolonise mental frameworks and challenge colonial power structures.

این جنبش به دنبال استعمارزدایی از چارچوب‌های ذهنی و به چالش کشیدن ساختارهای قدرت استعماری است.

the government initiated a program to decolonise the education system and promote local knowledge.

دولت یک برنامه برای استعمارزدایی از سیستم آموزشی و ترویج دانش محلی آغاز کرد.

we need to decolonise our language, recognizing the dominance of western terminology.

ما باید زبان خود را استعمارزدایی کنیم و برتری اصطلاحات غربی را به رسمیت بشناسیم.

the project focuses on decolonising land ownership and returning it to indigenous communities.

این پروژه بر استعمارزدایی از مالکیت زمین و بازگرداندن آن به جوامع بومی تمرکز دارد.

it's a long and complex process to fully decolonise a nation's institutions.

استعمارزدایی کامل نهادهای یک ملت یک فرآیند طولانی و پیچیده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید