decommodify labor
کاهش دادن ماهیت کالایی کار
decommodifying housing
کاهش دادن ماهیت کالایی مسکن
decommodify nature
کاهش دادن ماهیت کالایی طبیعت
decommodifying healthcare
decommodify water
کاهش دادن ماهیت کالایی آب
decommodifying food
کاهش دادن ماهیت کالایی غذا
decommodify knowledge
کاهش دادن ماهیت کالایی دانش
many activists argue that we must decommodify housing to ensure everyone's basic right to shelter.
بسیاری از فعالان استدلال میکنند که ما باید مسکن را از حالت کالا خارج کنیم تا حق اساسی سرپناه را برای همه تضمین کنیم.
the government plans to decommodify water resources to make clean water accessible to all citizens.
دولت قصد دارد منابع آب را از حالت کالا خارج کند تا آب تمیز را در دسترس همه شهروندان قرار دهد.
some economists suggest that we should decommodify education to reduce the burden of student debt.
برخی از اقتصاددانان پیشنهاد میکنند که ما باید آموزش را از حالت کالا خارج کنیم تا بار بدهی دانشجویی را کاهش دهیم.
indigenous communities work to decommodify their traditional knowledge and cultural practices.
جامعات بومی برای از حالت کالا خارج کردن دانش و شیوههای فرهنگی سنتی خود تلاش میکنند.
the proposal aims to decommodify healthcare and establish it as a fundamental human right.
این پیشنهاد به منظور از حالت کالا خارج کردن مراقبتهای بهداشتی و تثبیت آن به عنوان یک حق اساسی بشر است.
urban planners are exploring ways to decommodify public land for community use.
برنامهریزان شهری در حال بررسی راههایی برای از حالت کالا خارج کردن زمینهای عمومی برای استفاده جامعه هستند.
environmentalists push to decommodify nature and recognize its intrinsic value beyond economic worth.
فعال محیط زیست برای از حالت کالا خارج کردن طبیعت و به رسمیت شناختن ارزش ذاتی آن فراتر از ارزش اقتصادی تلاش میکنند.
the movement seeks to decommodify labor and ensure fair wages for all workers.
جنبش به دنبال از حالت کالا خارج کردن نیروی کار و تضمین دستمزد منصفانه برای همه کارگران است.
critics argue that fully decommodifying essential goods could lead to inefficiencies.
منتقدان استدلال میکنند که از حالت کالا خارج کردن کامل کالاهای اساسی میتواند منجر به ناکارآمدی شود.
philosophers advocate for a society that does not decommodify human relationships.
فیلسوفان از یک جامعهای که روابط انسانی را از حالت کالا خارج نمیکند، حمایت میکنند.
some cities are experimenting with decommodifying public transportation to provide free transit.
برخی از شهرها در حال آزمایش از حالت کالا خارج کردن حمل و نقل عمومی برای ارائه تردد رایگان هستند.
the policy change would decommodify basic necessities and reduce economic inequality.
این تغییر سیاست باعث از حالت کالا خارج کردن مایحتاج اساسی و کاهش نابرابری اقتصادی میشود.
scholars debate whether it is possible to truly decommodify art and culture.
محققان در مورد اینکه آیا واقعاً میتوان هنر و فرهنگ را از حالت کالا خارج کرد یا خیر، بحث میکنند.
activists are fighting to decommodify seeds and protect farmers' rights to save seeds.
فعالان برای از حالت کالا خارج کردن بذرهها و حمایت از حقوق کشاورزان برای ذخیره بذرهها مبارزه میکنند.
the community is working to decommodify care work and recognize its economic value.
جامعه برای از حالت کالا خارج کردن کار مراقبت و به رسمیت شناختن ارزش اقتصادی آن تلاش میکند.
some propose to decommodify housing markets through community land trusts.
برخی پیشنهاد میکنند که از طریق تراستهای زمین جامعه، بازارهای مسکن را از حالت کالا خارج کنیم.
the report argues that we need to decommodify digital spaces and treat them as public goods.
گزارش استدلال میکند که ما باید فضاهای دیجیتال را از حالت کالا خارج کنیم و آنها را به عنوان کالاهای عمومی در نظر بگیریم.
decommodify labor
کاهش دادن ماهیت کالایی کار
decommodifying housing
کاهش دادن ماهیت کالایی مسکن
decommodify nature
کاهش دادن ماهیت کالایی طبیعت
decommodifying healthcare
decommodify water
کاهش دادن ماهیت کالایی آب
decommodifying food
کاهش دادن ماهیت کالایی غذا
decommodify knowledge
کاهش دادن ماهیت کالایی دانش
many activists argue that we must decommodify housing to ensure everyone's basic right to shelter.
بسیاری از فعالان استدلال میکنند که ما باید مسکن را از حالت کالا خارج کنیم تا حق اساسی سرپناه را برای همه تضمین کنیم.
the government plans to decommodify water resources to make clean water accessible to all citizens.
دولت قصد دارد منابع آب را از حالت کالا خارج کند تا آب تمیز را در دسترس همه شهروندان قرار دهد.
some economists suggest that we should decommodify education to reduce the burden of student debt.
برخی از اقتصاددانان پیشنهاد میکنند که ما باید آموزش را از حالت کالا خارج کنیم تا بار بدهی دانشجویی را کاهش دهیم.
indigenous communities work to decommodify their traditional knowledge and cultural practices.
جامعات بومی برای از حالت کالا خارج کردن دانش و شیوههای فرهنگی سنتی خود تلاش میکنند.
the proposal aims to decommodify healthcare and establish it as a fundamental human right.
این پیشنهاد به منظور از حالت کالا خارج کردن مراقبتهای بهداشتی و تثبیت آن به عنوان یک حق اساسی بشر است.
urban planners are exploring ways to decommodify public land for community use.
برنامهریزان شهری در حال بررسی راههایی برای از حالت کالا خارج کردن زمینهای عمومی برای استفاده جامعه هستند.
environmentalists push to decommodify nature and recognize its intrinsic value beyond economic worth.
فعال محیط زیست برای از حالت کالا خارج کردن طبیعت و به رسمیت شناختن ارزش ذاتی آن فراتر از ارزش اقتصادی تلاش میکنند.
the movement seeks to decommodify labor and ensure fair wages for all workers.
جنبش به دنبال از حالت کالا خارج کردن نیروی کار و تضمین دستمزد منصفانه برای همه کارگران است.
critics argue that fully decommodifying essential goods could lead to inefficiencies.
منتقدان استدلال میکنند که از حالت کالا خارج کردن کامل کالاهای اساسی میتواند منجر به ناکارآمدی شود.
philosophers advocate for a society that does not decommodify human relationships.
فیلسوفان از یک جامعهای که روابط انسانی را از حالت کالا خارج نمیکند، حمایت میکنند.
some cities are experimenting with decommodifying public transportation to provide free transit.
برخی از شهرها در حال آزمایش از حالت کالا خارج کردن حمل و نقل عمومی برای ارائه تردد رایگان هستند.
the policy change would decommodify basic necessities and reduce economic inequality.
این تغییر سیاست باعث از حالت کالا خارج کردن مایحتاج اساسی و کاهش نابرابری اقتصادی میشود.
scholars debate whether it is possible to truly decommodify art and culture.
محققان در مورد اینکه آیا واقعاً میتوان هنر و فرهنگ را از حالت کالا خارج کرد یا خیر، بحث میکنند.
activists are fighting to decommodify seeds and protect farmers' rights to save seeds.
فعالان برای از حالت کالا خارج کردن بذرهها و حمایت از حقوق کشاورزان برای ذخیره بذرهها مبارزه میکنند.
the community is working to decommodify care work and recognize its economic value.
جامعه برای از حالت کالا خارج کردن کار مراقبت و به رسمیت شناختن ارزش اقتصادی آن تلاش میکند.
some propose to decommodify housing markets through community land trusts.
برخی پیشنهاد میکنند که از طریق تراستهای زمین جامعه، بازارهای مسکن را از حالت کالا خارج کنیم.
the report argues that we need to decommodify digital spaces and treat them as public goods.
گزارش استدلال میکند که ما باید فضاهای دیجیتال را از حالت کالا خارج کنیم و آنها را به عنوان کالاهای عمومی در نظر بگیریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید