decommoditize products
تبدیل کردن محصولات به غیر معمول
decommoditize services
تبدیل کردن خدمات به غیر معمول
decommoditized offering
ارائهای که به غیر معمول تبدیل شده است
decommoditize strategy
استراتژی تبدیل به غیر معمول
decommoditizes quickly
به سرعت به غیر معمول تبدیل میشود
to decommoditize
تبدیل به غیر معمول کردن
must decommoditize
باید به غیر معمول تبدیل شود
decommoditize market
تبدیل بازار به غیر معمول
companies must decommoditize their products to survive in competitive markets.
شرکتها باید محصولات خود را غیر معمول کنند تا در بازارهای رقابتی بقیه بیایند.
the new features helped decommoditize the service and attract premium customers.
ویژگیهای جدید به غیر معمول کردن خدمات و جذب مشتریان پر مصرف کمک کرد.
marketing teams aim to decommoditize their brand through unique storytelling.
تیمهای بازاریابی سعی میکنند با روایتهای منحصر به فرد برند خود را غیر معمول کنند.
small businesses can decommoditize their offerings by focusing on customer experience.
کسب و کارهای کوچک میتوانند با تمرکز بر تجربه مشتری، ارائههای خود را غیر معمول کنند.
the technology startup worked to decommoditize the industry with innovative solutions.
شرکت فناوری نوپا سعی کرد با راه حلهای نوآورانه صنعت را غیر معمول کند.
quality craftsmanship can decommoditize handmade goods in mass markets.
دستآوردهای کیفی میتوانند کالاهای دست ساز را در بازارهای جمعی غیر معمول کنند.
they developed a proprietary system to decommoditize their software platform.
آنها یک سیستم اختصاصی را توسعه دادند تا پلتفرم نرمافزاری خود را غیر معمول کنند.
local farmers try to decommoditize their produce by emphasizing sustainable practices.
کشاورزان محلی سعی میکنند با تاکید بر روشهای پایدار، محصولات خود را غیر معمول کنند.
the consulting firm sought to decommoditize its services through specialized expertise.
شرکت مشاوره از طریق تخصصهای ویژه سعی کرد خدمات خود را غیر معمول کند.
building strong relationships helps decommoditize business partnerships in the long term.
ایجاد روابط قوی به غیر معمول کردن شراکتهای کسب و کار در بلند مدت کمک میکند.
educational institutions must decommoditize their programs to remain relevant.
مؤسسات آموزشی باید برنامههای خود را غیر معمول کنند تا مرتبط بمانند.
premium positioning allows brands to decommoditize their products effectively.
موقعیتبندی پر مصرف به برندها اجازه میدهد محصولات خود را به طور مؤثر غیر معمول کنند.
decommoditize products
تبدیل کردن محصولات به غیر معمول
decommoditize services
تبدیل کردن خدمات به غیر معمول
decommoditized offering
ارائهای که به غیر معمول تبدیل شده است
decommoditize strategy
استراتژی تبدیل به غیر معمول
decommoditizes quickly
به سرعت به غیر معمول تبدیل میشود
to decommoditize
تبدیل به غیر معمول کردن
must decommoditize
باید به غیر معمول تبدیل شود
decommoditize market
تبدیل بازار به غیر معمول
companies must decommoditize their products to survive in competitive markets.
شرکتها باید محصولات خود را غیر معمول کنند تا در بازارهای رقابتی بقیه بیایند.
the new features helped decommoditize the service and attract premium customers.
ویژگیهای جدید به غیر معمول کردن خدمات و جذب مشتریان پر مصرف کمک کرد.
marketing teams aim to decommoditize their brand through unique storytelling.
تیمهای بازاریابی سعی میکنند با روایتهای منحصر به فرد برند خود را غیر معمول کنند.
small businesses can decommoditize their offerings by focusing on customer experience.
کسب و کارهای کوچک میتوانند با تمرکز بر تجربه مشتری، ارائههای خود را غیر معمول کنند.
the technology startup worked to decommoditize the industry with innovative solutions.
شرکت فناوری نوپا سعی کرد با راه حلهای نوآورانه صنعت را غیر معمول کند.
quality craftsmanship can decommoditize handmade goods in mass markets.
دستآوردهای کیفی میتوانند کالاهای دست ساز را در بازارهای جمعی غیر معمول کنند.
they developed a proprietary system to decommoditize their software platform.
آنها یک سیستم اختصاصی را توسعه دادند تا پلتفرم نرمافزاری خود را غیر معمول کنند.
local farmers try to decommoditize their produce by emphasizing sustainable practices.
کشاورزان محلی سعی میکنند با تاکید بر روشهای پایدار، محصولات خود را غیر معمول کنند.
the consulting firm sought to decommoditize its services through specialized expertise.
شرکت مشاوره از طریق تخصصهای ویژه سعی کرد خدمات خود را غیر معمول کند.
building strong relationships helps decommoditize business partnerships in the long term.
ایجاد روابط قوی به غیر معمول کردن شراکتهای کسب و کار در بلند مدت کمک میکند.
educational institutions must decommoditize their programs to remain relevant.
مؤسسات آموزشی باید برنامههای خود را غیر معمول کنند تا مرتبط بمانند.
premium positioning allows brands to decommoditize their products effectively.
موقعیتبندی پر مصرف به برندها اجازه میدهد محصولات خود را به طور مؤثر غیر معمول کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید