decommoditize

[ایالات متحده]/diːkəˈmɒdɪtaɪz/
[بریتانیا]/diːkəˈmɑːdɪtaɪz/

ترجمه

v. با ایجاد ویژگی‌های منحصر به فرد، کیفیت، برند یا خدمات افزوده، محصول یا خدمات را کم‌تر به یک کالا تبدیل کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

decommoditize products

تبدیل کردن محصولات به غیر معمول

decommoditize services

تبدیل کردن خدمات به غیر معمول

decommoditized offering

ارائه‌ای که به غیر معمول تبدیل شده است

decommoditize strategy

استراتژی تبدیل به غیر معمول

decommoditizes quickly

به سرعت به غیر معمول تبدیل می‌شود

to decommoditize

تبدیل به غیر معمول کردن

must decommoditize

باید به غیر معمول تبدیل شود

decommoditize market

تبدیل بازار به غیر معمول

جملات نمونه

companies must decommoditize their products to survive in competitive markets.

شرکت‌ها باید محصولات خود را غیر معمول کنند تا در بازارهای رقابتی بقیه بیایند.

the new features helped decommoditize the service and attract premium customers.

ویژگی‌های جدید به غیر معمول کردن خدمات و جذب مشتریان پر مصرف کمک کرد.

marketing teams aim to decommoditize their brand through unique storytelling.

تیم‌های بازاریابی سعی می‌کنند با روایت‌های منحصر به فرد برند خود را غیر معمول کنند.

small businesses can decommoditize their offerings by focusing on customer experience.

کسب و کارهای کوچک می‌توانند با تمرکز بر تجربه مشتری، ارائه‌های خود را غیر معمول کنند.

the technology startup worked to decommoditize the industry with innovative solutions.

شرکت فناوری نوپا سعی کرد با راه حل‌های نوآورانه صنعت را غیر معمول کند.

quality craftsmanship can decommoditize handmade goods in mass markets.

دست‌آوردهای کیفی می‌توانند کالاهای دست ساز را در بازارهای جمعی غیر معمول کنند.

they developed a proprietary system to decommoditize their software platform.

آن‌ها یک سیستم اختصاصی را توسعه دادند تا پلتفرم نرم‌افزاری خود را غیر معمول کنند.

local farmers try to decommoditize their produce by emphasizing sustainable practices.

کشاورزان محلی سعی می‌کنند با تاکید بر روش‌های پایدار، محصولات خود را غیر معمول کنند.

the consulting firm sought to decommoditize its services through specialized expertise.

شرکت مشاوره از طریق تخصص‌های ویژه سعی کرد خدمات خود را غیر معمول کند.

building strong relationships helps decommoditize business partnerships in the long term.

ایجاد روابط قوی به غیر معمول کردن شراکت‌های کسب و کار در بلند مدت کمک می‌کند.

educational institutions must decommoditize their programs to remain relevant.

مؤسسات آموزشی باید برنامه‌های خود را غیر معمول کنند تا مرتبط بمانند.

premium positioning allows brands to decommoditize their products effectively.

موقعیت‌بندی پر مصرف به برندها اجازه می‌دهد محصولات خود را به طور مؤثر غیر معمول کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید