decompressions

[ایالات متحده]/ˌdiːkəmˈprɛʃənz/
[بریتانیا]/ˌdiːkəmˈprɛʃənz/

ترجمه

n. فرایند کاهش فشار؛ عمل کاهش فشار چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

data decompressions

بررسی داده‌ها

file decompressions

بررسی فایل‌ها

image decompressions

بررسی تصاویر

memory decompressions

بررسی حافظه

stream decompressions

بررسی جریان‌ها

zip decompressions

بررسی زیپ

gzip decompressions

بررسی gzip

archive decompressions

بررسی آرشیو

bulk decompressions

بررسی عمده

rapid decompressions

بررسی سریع

جملات نمونه

decompressions are essential after a long day at work.

گسترش فشرده‌سازی پس از یک روز طولانی کاری ضروری است.

regular decompressions can improve your mental health.

گسترش فشرده‌سازی منظم می‌تواند سلامت روان شما را بهبود بخشد.

we should schedule decompressions during our project timeline.

ما باید گسترش فشرده‌سازی را در طول جدول زمانی پروژه خود برنامه‌ریزی کنیم.

decompressions help reduce stress and anxiety.

گسترش فشرده‌سازی به کاهش استرس و اضطراب کمک می‌کند.

finding time for decompressions is crucial for productivity.

پیدا کردن زمان برای گسترش فشرده‌سازی برای بهره‌وری بسیار مهم است.

incorporating decompressions into your routine can be beneficial.

گنجاندن گسترش فشرده‌سازی در برنامه روزانه شما می‌تواند مفید باشد.

decompressions can take various forms, such as meditation.

گسترش فشرده‌سازی می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد، مانند مدیتیشن.

after intense workouts, decompressions are necessary for recovery.

پس از تمرینات شدید، گسترش فشرده‌سازی برای ریکاوری ضروری است.

group decompressions can foster team bonding.

گسترش فشرده‌سازی گروهی می‌تواند ایجاد پیوند تیمی را تقویت کند.

effective decompressions can enhance creativity and focus.

گسترش فشرده‌سازی موثر می‌تواند خلاقیت و تمرکز را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید