deconsecration

[ایالات متحده]/ˌdiːˌkɒn.sɪˈkreɪ.ʃən/
[بریتانیا]/ˌdiː.kənˈseɪ.ʃən/

ترجمه

n. عمل حذف وضعیت مقدس از یک مکان مذهبی

عبارات و ترکیب‌ها

deconsecration ceremony

آیین رفع تقدس

deconsecration process

فرآیند رفع تقدس

deconsecration site

محل رفع تقدس

deconsecration ritual

مناسک رفع تقدس

deconsecration act

عمل رفع تقدس

deconsecration event

رویداد رفع تقدس

deconsecration service

خدمت رفع تقدس

deconsecration law

قانون رفع تقدس

deconsecration decision

تصمیم رفع تقدس

deconsecration agreement

توافق رفع تقدس

جملات نمونه

the deconsecration of the church was a significant event for the community.

گودون‌گزاری کلیسا یک رویداد مهم برای جامعه بود.

after years of service, the building underwent deconsecration.

پس از سال‌ها خدمت، ساختمان مورد گودون‌گزاری قرار گرفت.

the deconsecration ceremony attracted many local residents.

آیین گودون‌گزاری بسیاری از ساکنان محلی را به خود جذب کرد.

deconsecration is often a solemn process.

گودون‌گزاری اغلب یک فرآیند جدی است.

they decided on deconsecration after the church was no longer used.

آنها پس از اینکه دیگر از کلیسا استفاده نمی‌شد، در مورد گودون‌گزاری تصمیم گرفتند.

the community held a meeting to discuss the deconsecration.

جامعه یک جلسه برای بحث در مورد گودون‌گزاری برگزار کرد.

deconsecration can be seen as a new beginning for the space.

می‌توان گودون‌گزاری را به عنوان یک شروع جدید برای فضا دید.

the historical significance of the deconsecration was emphasized.

اهمیت تاریخی گودون‌گزاری مورد تاکید قرار گرفت.

deconsecration often involves rituals and prayers.

گودون‌گزاری اغلب شامل مناسک و دعا می‌شود.

they invited a priest for the deconsecration of the old chapel.

آنها برای گودون‌گزاری کلیسای قدیمی یک کشیش دعوت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید