decorticate brain
برداشتن قشر مغز
decorticate rats
برداشتن قشر مغز موشها
decorticate limb
برداشتن قشر اندام
decorticate cortex
برداشتن قشر
decorticate preparation
آمادهسازی برداشتن قشر
decorticate reflex
رفلکس برداشتن قشر
decorticate activity
فعالیت برداشتن قشر
decorticate syndrome
سندرم برداشتن قشر
decorticate response
پاسخ برداشتن قشر
decorticate model
مدل برداشتن قشر
the scientist decided to decorticate the sample for further analysis.
دانشمند تصمیم گرفت نمونه را برای تجزیه و تحلیل بیشتر پوسته گیری کند.
before cooking, you need to decorticate the nuts.
قبل از پختن، باید آجیل ها را پوسته گیری کنید.
decorticate the bark to study the tree's growth patterns.
برای بررسی الگوهای رشد درخت، پوست درخت را پوسته گیری کنید.
he learned how to decorticate the seeds for planting.
او یاد گرفت که چگونه برای کاشتن دانه ها را پوسته گیری کند.
they used a special tool to decorticate the fiber.
آنها از یک ابزار خاص برای پوسته گیری الیاف استفاده کردند.
farmers often decorticate grains before selling them.
کشاورزان اغلب قبل از فروش آنها غلات را پوسته گیری می کنند.
to prepare the fruit, you must decorticate it carefully.
برای آماده کردن میوه، باید آن را با دقت پوسته گیری کنید.
the researchers decided to decorticate the specimens for observation.
محققان تصمیم گرفتند نمونه ها را برای مشاهده پوسته گیری کنند.
in botany, it is common to decorticate stems for study.
در گیاه شناسی، پوسته گیری ساقه برای مطالعه رایج است.
decorticating the plant material revealed hidden structures.
پوسته گیری مواد گیاهی ساختارهای پنهان را آشکار کرد.
decorticate brain
برداشتن قشر مغز
decorticate rats
برداشتن قشر مغز موشها
decorticate limb
برداشتن قشر اندام
decorticate cortex
برداشتن قشر
decorticate preparation
آمادهسازی برداشتن قشر
decorticate reflex
رفلکس برداشتن قشر
decorticate activity
فعالیت برداشتن قشر
decorticate syndrome
سندرم برداشتن قشر
decorticate response
پاسخ برداشتن قشر
decorticate model
مدل برداشتن قشر
the scientist decided to decorticate the sample for further analysis.
دانشمند تصمیم گرفت نمونه را برای تجزیه و تحلیل بیشتر پوسته گیری کند.
before cooking, you need to decorticate the nuts.
قبل از پختن، باید آجیل ها را پوسته گیری کنید.
decorticate the bark to study the tree's growth patterns.
برای بررسی الگوهای رشد درخت، پوست درخت را پوسته گیری کنید.
he learned how to decorticate the seeds for planting.
او یاد گرفت که چگونه برای کاشتن دانه ها را پوسته گیری کند.
they used a special tool to decorticate the fiber.
آنها از یک ابزار خاص برای پوسته گیری الیاف استفاده کردند.
farmers often decorticate grains before selling them.
کشاورزان اغلب قبل از فروش آنها غلات را پوسته گیری می کنند.
to prepare the fruit, you must decorticate it carefully.
برای آماده کردن میوه، باید آن را با دقت پوسته گیری کنید.
the researchers decided to decorticate the specimens for observation.
محققان تصمیم گرفتند نمونه ها را برای مشاهده پوسته گیری کنند.
in botany, it is common to decorticate stems for study.
در گیاه شناسی، پوسته گیری ساقه برای مطالعه رایج است.
decorticating the plant material revealed hidden structures.
پوسته گیری مواد گیاهی ساختارهای پنهان را آشکار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید