decrying violence
مخالفت با خشونت
decrying injustice
مخالفت با بیعدالتی
decrying corruption
مخالفت با فساد
decrying racism
مخالفت با نژادپرستی
decrying poverty
مخالفت با فقر
decrying discrimination
مخالفت با تبعیض
decrying censorship
مخالفت با سانسور
decrying pollution
مخالفت با آلودگی
decrying inequality
مخالفت با نابرابری
decrying exploitation
مخالفت با استثمار
the critics are decrying the new policy as ineffective.
منتقدان سیاست جدید را به عنوان ناکارآمد محکوم میکنند.
many activists are decrying the environmental damage caused by the project.
بسیاری از فعالان به دلیل آسیبهای زیست محیطی ناشی از پروژه، آن را محکوم میکنند.
she spoke out, decrying the injustice faced by the community.
او با صدای بلند صحبت کرد و بیعدالتی که جامعه با آن مواجه بود را محکوم کرد.
politicians are decrying the rise in crime rates.
سیاستمداران افزایش نرخ جرم و جنایت را محکوم میکنند.
the organization is decrying the lack of support for mental health services.
سازمان فقدان حمایت از خدمات بهداشت روان را محکوم میکند.
experts are decrying the misinformation spread on social media.
متخصصان انتشار اطلاعات نادرست در رسانههای اجتماعی را محکوم میکنند.
he was decrying the unfair treatment of workers in the industry.
او رفتار ناعادلانه با کارگران در این صنعت را محکوم میکرد.
they are decrying the government's failure to address climate change.
آنها عدم توانایی دولت در رسیدگی به تغییرات آب و هوایی را محکوم میکنند.
she has been decrying the lack of diversity in the media.
او فقدان تنوع در رسانه ها را محکوم کرده است.
activists continue decrying the treatment of refugees.
فعالین به محکوم کردن نحوه رفتار با پناهندگان ادامه میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید