decuple increase
افزایش ده برابر
decuple effect
اثر ده برابر
decuple return
بازگشت ده برابر
decuple growth
رشد ده برابر
decuple value
ارزش ده برابر
decuple risk
ریسک ده برابر
decuple profit
سود ده برابر
decuple demand
تقاضای ده برابر
decuple impact
تاثیر ده برابر
decuple effort
تلاش ده برابر
our profits have decupled this year.
سود ما امسال ده برابر شده است.
the population of the city has decupled over the last decade.
جمعیت شهر در طول ده سال گذشته ده برابر شده است.
his efforts to improve the project have decupled its success rate.
تلاشهای او برای بهبود پروژه باعث شده است که نرخ موفقیت آن ده برابر شود.
the company's revenue has decupled since the new product launch.
درآمد شرکت از زمان عرضه محصول جدید ده برابر شده است.
with the new marketing strategy, sales have decupled.
با استراتژی بازاریابی جدید، فروش ده برابر شده است.
her investment in stocks has decupled over the years.
سرمایهگذاری او در سهام در طول سالها ده برابر شده است.
the number of users on the platform has decupled in just a year.
تعداد کاربران در این پلتفرم در عرض یک سال ده برابر شده است.
they aim to decuple their production capacity by next year.
آنها قصد دارند ظرفیت تولید خود را تا سال آینده ده برابر کنند.
the research funding has decupled thanks to recent grants.
به لطف کمکهای مالی اخیر، بودجه تحقیقاتی ده برابر شده است.
the school's enrollment has decupled since the new program started.
با شروع برنامه جدید، تعداد دانشآموزان مدرسه ده برابر شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید