decussating

[ایالات متحده]/dɪˈkʌseɪtɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈkʌseɪtɪŋ/

ترجمه

adj. تقاطع در زوایای راست
vi. به شکل یک صلیب یا X عبور کردن

عبارات و ترکیب‌ها

decussating fibers

فیبرهای متقاطع

decussating pathways

مسیرهای متقاطع

decussating tracts

تراک‌های متقاطع

decussating signals

سیگنال‌های متقاطع

decussating connections

اتصالات متقاطع

decussating neurons

نورون‌های متقاطع

decussating axons

آکسون‌های متقاطع

decussating circuits

مدارهای متقاطع

decussating bundles

بسته‌های متقاطع

جملات نمونه

the nerves in the brain are decussating at various points.

اعصاب در مغز در نقاط مختلف در حال عبور متقابل هستند.

decussating fibers can be seen in the spinal cord.

الیاف عبور متقابل را می‌توان در نخاع مشاهده کرد.

the pathways decussating helps in coordinating movement.

مسیرهای عبور متقابل به هماهنگی حرکت کمک می‌کنند.

in anatomy, decussating structures are often significant.

در آناتومی، ساختارهای عبور متقابل اغلب مهم هستند.

the decussating fibers play a crucial role in sensory processing.

الیاف عبور متقابل نقش مهمی در پردازش حسی ایفا می‌کنند.

during development, certain neurons are known for decussating.

در طول رشد، برخی از نورون‌ها به دلیل عبور متقابل شناخته شده‌اند.

decussating pathways can affect reflex actions.

مسیرهای عبور متقابل می‌توانند بر واکنش‌های رفلکس تأثیر بگذارند.

the concept of decussating is important in neuroscience.

مفهوم عبور متقابل در علوم اعصاب مهم است.

understanding decussating connections can aid in medical research.

درک اتصالات عبور متقابل می‌تواند به تحقیقات پزشکی کمک کند.

decussating tracts are essential for bilateral coordination.

تراک‌های عبور متقابل برای هماهنگی دوطرفه ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید