defalcated

[ایالات متحده]/dɪˈfæl.keɪ.tɪd/
[بریتانیا]/dɪˈfæl.keɪ.tɪd/

ترجمه

v. به اختلاس یا سوءاستفاده از وجوه عمومی پرداختن

عبارات و ترکیب‌ها

defalcated funds

اعتبار دزدیده شده

defalcated account

حساب دزدیده شده

defalcated assets

دارایی‌های دزدیده شده

defalcated balance

موجودی دزدیده شده

defalcated money

پول دزدیده شده

defalcated property

اموال دزدیده شده

defalcated records

سوابق دزدیده شده

defalcated revenue

درآمد دزدیده شده

defalcated transactions

تراکنش‌های دزدیده شده

defalcated expenditures

هزینه‌های دزدیده شده

جملات نمونه

the accountant defalcated funds from the company.

محاسب وجوه را از شرکت برداشت کرد.

several employees were dismissed for defalcated expenses.

چند کارمند به دلیل هزینه‌های برداشت شده اخراج شدند.

the investigation revealed that he had defalcated a large sum.

تحقیقات نشان داد که او مبلغ زیادی برداشت کرده است.

defalcated money can lead to serious legal consequences.

برداشت پول می‌تواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.

defalcated assets were recovered by the authorities.

دارایی‌های برداشت شده توسط مقامات بازگردانده شدند.

the company suffered losses due to defalcated accounts.

به دلیل حساب‌های برداشت شده، شرکت متحمل ضرر شد.

after the audit, it was clear that money had been defalcated.

پس از ممیزی، مشخص شد که پول برداشت شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید