fully repaid
به طور کامل بازپرداخت شد
quickly repaid
سریع بازپرداخت شد
easily repaid
به راحتی بازپرداخت شد
promptly repaid
به سرعت بازپرداخت شد
partially repaid
به طور جزئی بازپرداخت شد
never repaid
هرگز بازپرداخت نشد
quick repaid
بازپرداخت سریع
repaid in full
به طور کامل بازپرداخت شد
repaid on time
به موقع بازپرداخت شد
repaid quickly
سریع بازپرداخت شد
he finally repaid the loan he owed to the bank.
او در نهایت بدهی که به بانک داشت را پرداخت کرد.
she repaid her friend for the dinner they had last week.
او به خاطر شام هفته گذشته، بدهی به دوستش را پرداخت کرد.
the debt was repaid in full before the deadline.
بدهی قبل از مهلت مقرر به طور کامل پرداخت شد.
they repaid the kindness with a thoughtful gift.
آنها لطف را با یک هدیه فکر شده پاسخ دادند.
after years of hard work, he finally repaid his parents' sacrifices.
پس از سالها تلاش سخت، او بالاخره زحمات والدینش را جبران کرد.
she promised to repay the favor when the time comes.
او قول داد که در زمان مناسب، لطف را جبران کند.
the company repaid its investors with generous dividends.
شرکت با پرداخت سود سهام سخاوتمندانه، سرمایه گذاران خود را پاسخ داد.
he repaid the trust placed in him by working diligently.
او با تلاش و پشتکار، اعتماد نشان داده شده به او را پاسخ داد.
she quickly repaid the money she borrowed from her sister.
او به سرعت پولی را که از خواهرش قرض گرفته بود، پرداخت کرد.
they repaid their debts and started fresh.
آنها بدهیهای خود را پرداخت کردند و شروع به زندگی تازه کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید