defilade

[ایالات متحده]/ˈdɛfɪleɪd/
[بریتانیا]/ˈdɛfɪleɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.t. حفاظت (نیروها) از آتش دشمن با استفاده از پناهگاه
n. عمل حفاظتی یا محافظت از آتش
Word Forms
جمعdefilades

عبارات و ترکیب‌ها

defilade position

موقعیت دفیله

defilade fire

آتش دفیله

defilade area

منطقه دفیله

defilade cover

پوشش دفیله

defilade tactics

تاکتیک‌های دفیله

defilade strategy

استراتژی دفیله

defilade advantage

مزیت دفیله

defilade approach

رویکرد دفیله

defilade method

روش دفیله

defilade location

موقعیت دفیله

جملات نمونه

the soldiers took cover behind the defilade to avoid enemy fire.

سربازان برای جلوگیری از آتش دشمن، پشت دره پناه گرفتند.

using the defilade effectively can increase your chances of survival in combat.

استفاده موثر از دره می تواند شانس شما را برای زنده ماندن در نبرد افزایش دهد.

the defilade provided excellent protection during the artillery bombardment.

دره در طول بمباران توپخانه ای، محافظت عالی ارائه داد.

they advanced cautiously, staying close to the defilade.

آنها با احتیاط پیشروی کردند و نزدیک دره ماندند.

in military strategy, utilizing a defilade can be a game changer.

در استراتژی نظامی، استفاده از دره می تواند یک تغییر دهنده بازی باشد.

the troops were instructed to move to the nearest defilade.

به سربازان دستور داده شد به نزدیکترین دره حرکت کنند.

defilade positions are critical in defensive operations.

موقعیت های دره در عملیات دفاعی بسیار مهم هستند.

he spotted the enemy from behind the defilade.

او دشمن را از پشت دره دید.

the commander emphasized the importance of finding a defilade.

فرمانده بر اهمیت یافتن یک دره تاکید کرد.

the team quickly dug a defilade to shield themselves from the storm.

تیم به سرعت یک دره حفر کرد تا از خود در برابر طوفان محافظت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید