defog

[ایالات متحده]/dɪˈfɒɡ/
[بریتانیا]/dɪˈfɔɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای از بین بردن مه از

عبارات و ترکیب‌ها

defog mirror

آینه ضد مه

defog glass

شیشه ضد مه

defogging spray

اسپری ضد مه

defogging solution

محلول ضد مه

defogging agent

عامل ضد مه

defogging cloth

پارچه ضد مه

defogging feature

ویژگی ضد مه

defogging technique

تکنیک ضد مه

defogging method

روش ضد مه

defogging process

فرآیند ضد مه

جملات نمونه

the technician used a special solution to defog the camera lens.

تکنسین از یک محلول خاص برای رفع مه گرفتگی لنز دوربین استفاده کرد.

it's important to defog your glasses before entering a warm building.

قبل از ورود به یک ساختمان گرم، از بین بردن مه روی عینک شما مهم است.

he tried to defog the windshield using the car's defroster.

او سعی کرد با استفاده از خنک کننده ماشین، شیشه جلو را از مه رها کند.

to defog the bathroom mirror, you can use a hairdryer.

برای رفع مه روی آینه حمام، می توانید از یک سشوار استفاده کنید.

she applied a defogging spray to her ski goggles.

او یک اسپری ضد مه را روی عینک اسکی خود استفاده کرد.

defogging the camera lens is essential for clear photos.

رفع مه گرفتگی لنز دوربین برای گرفتن عکس های واضح ضروری است.

he learned how to defog the eyepieces of his telescope.

او یاد گرفت که چگونه قطعات دید را از مه رها کند.

using a microfiber cloth can help to defog surfaces quickly.

استفاده از یک پارچه میکروفایبر می تواند به سرعت سطح را از مه رها کند.

they installed a new system to defog the aircraft windows.

آنها یک سیستم جدید برای رفع مه روی پنجره های هواپیما نصب کردند.

make sure to defog your goggles before diving into the water.

قبل از شیرجه زدن به آب، حتماً عینک خود را از مه رها کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید