degradingly

[ایالات متحده]/[dɪˈɡreɪdɪŋli]/
[بریتانیا]/[dɪˈɡreɪdɪŋli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که تنزل‌دهنده است؛ به روشی تنزل‌دهنده؛ به گونه‌ای که کیفیت یا ارزش چیزی را کاهش می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

degradingly slow

Persian_translation

degradingly unfair

Persian_translation

جملات نمونه

the critic degradingly dismissed the artist's efforts as mere imitation.

منتقد با تحقیر تلاش‌های هنرمند را صرفاً تقلید ارزیابی کرد.

he degradingly compared her cooking to that of a school cafeteria.

او با تحقیر آشپزی او را با غذاخوری مدرسه مقایسه کرد.

the manager degradingly suggested she lacked the experience for the role.

مدیر با تحقیر پیشنهاد کرد که او تجربه کافی برای این نقش را ندارد.

the article degradingly portrayed the community's traditions.

مقاله به طور تحقیرآمیز سنت‌های جامعه را به تصویر کشید.

she degradingly questioned his intelligence during the debate.

او با تحقیر در طول بحث از هوش او سؤال کرد.

the film degradingly depicted the historical events for dramatic effect.

فیلم برای ایجاد جلوه دراماتیک، وقایع تاریخی را به طور تحقیرآمیزی به تصویر کشید.

he degradingly referred to their project as a complete waste of time.

او با تحقیر پروژه آنها را صرف اتلاف وقت توصیف کرد.

the politician degradingly attacked his opponent's family history.

سیاستمدار با تحقیر به سابقه خانوادگی رقیب خود حمله کرد.

the teacher degradingly corrected her student's presentation in front of the class.

معلم با تحقیر ارائه دانش‌آموزش را در حضور کلاس تصحیح کرد.

the review degradingly described the restaurant's ambiance as depressing.

نقد و بررسی فضای رستوران را به طور تحقیرآمیزی ناامیدکننده توصیف کرد.

the author degradingly characterized the protagonist's motivations.

نویسنده انگیزه‌های شخصیت اصلی را به طور تحقیرآمیزی توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید