patronizingly dismissive
با رفتاری تحقیرآمیز و دست بالا گرفتن
patronizingly condescending
با رفتاری متکبرانه و دست بالا گرفتن
patronizingly critical
با انتقادات دست بالا گرفتن
patronizingly supportive
با حمایت دست بالا گرفتن
patronizingly encouraging
با تشویق دست بالا گرفتن
patronizingly generous
با بخششی دست بالا گرفتن
patronizingly helpful
با کمک دست بالا گرفتن
patronizingly amused
با خنده دست بالا گرفتن
patronizingly playful
با بازیگوشی دست بالا گرفتن
patronizingly wise
با دانشی دست بالا گرفتن
she spoke patronizingly to her colleagues during the meeting.
او با لحنی تحقیرآمیز با همکارانش در جلسه صحبت کرد.
he often explains things patronizingly, assuming everyone knows less than he does.
او اغلب مسائل را با لحنی تحقیرآمیز توضیح میدهد و فرض میکند که همه از او کمتر میدانند.
the teacher addressed the students patronizingly, which annoyed them.
معلم با لحنی تحقیرآمیز با دانشآموزان صحبت کرد که باعث ناراحتی آنها شد.
her patronizingly tone made it hard for others to express their opinions.
لحن تحقیرآمیز او باعث شد که بیان نظر برای دیگران دشوار باشد.
he smiled patronizingly, as if he were much wiser than the rest.
او با لحنی تحقیرآمیز لبخند زد، انگار که از بقیه بسیار باهوشتر بود.
when she explained the rules patronizingly, the team felt demotivated.
وقتی او قوانین را با لحنی تحقیرآمیز توضیح داد، تیم احساس بیانگیزگی کرد.
his patronizingly remarks about her work were uncalled for.
اظهارات تحقیرآمیز او در مورد کارش بیمورد بود.
she often gives advice patronizingly, which turns people away.
او اغلب با لحنی تحقیرآمیز نصیحت میکند که باعث میشود مردم از او دوری کنند.
patronizingly, he told her how to do her job, despite her experience.
با لحنی تحقیرآمیز به او گفت که چگونه کارش را انجام دهد، با وجود تجربه او.
his patronizingly attitude during discussions alienated his friends.
حرفهای تحقیرآمیزش در طول بحثها دوستانش را از او دور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید