dehisced

[ایالات متحده]/dɪˈhɪs/
[بریتانیا]/dɪˈhɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. شکافتن یا ترکیدن؛ باز کردن؛ پارگی

عبارات و ترکیب‌ها

dehisce seeds

باز شدن تدریجی دانه‌ها

dehisce fruit

باز شدن تدریجی میوه

dehisce pod

باز شدن تدریجی غلاف

dehisce valves

باز شدن تدریجی دریچه‌ها

dehisce rapidly

باز شدن سریع

dehisce naturally

باز شدن طبیعی

dehisce easily

باز شدن آسان

dehisce at maturity

باز شدن در زمان رسیدن

dehisce when dry

باز شدن در حالت خشک

dehisce under pressure

باز شدن تحت فشار

جملات نمونه

the plant will dehisce when it is mature.

گیاه زمانی که رسیده باشد، منفجر می‌شود.

some fruits dehisce to release their seeds.

برخی از میوه‌ها برای آزاد کردن دانه‌های خود منفجر می‌شوند.

after the rain, the seed pods began to dehisce.

بعد از باران، كپسول‌های دانه شروع به منفجر شدن کردند.

the flowers dehisce at dawn, revealing their pollen.

گل‌ها در سپیده‌دم منفجر می‌شوند و گرده‌شان را آشکار می‌کنند.

in botany, to dehisce means to split open.

در گیاه‌شناسی، منفجر شدن به معنای باز شدن است.

some legumes dehisce explosively to disperse seeds.

برخی از حبوبات به طور انفجاری منفجر می‌شوند تا دانه‌ها را پراکنده کنند.

the capsules dehisce along a predetermined line.

کپسول‌ها در امتداد یک خط از پیش تعیین شده منفجر می‌شوند.

when the time is right, the fruit will dehisce naturally.

وقتی زمان مناسب است، میوه به طور طبیعی منفجر می‌شود.

dehiscing is a critical process for seed dispersal.

منفجر شدن یک فرآیند حیاتی برای پراکندگی دانه است.

some species have adapted to dehisce at specific times.

برخی از گونه‌ها برای منفجر شدن در زمان‌های خاص سازگار شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید