dehumanises

[ایالات متحده]/[diːˈhjuːmənaɪz]/
[بریتانیا]/[dɪˈhjuːmənaɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث به نظر رسیدن فرد به شکل کم‌تر انسانی کردن، به خصوص با رفتار با آن‌ها به عنوان یک شیء یا آمار؛ سلب کردن ویژگی‌ها یا خصوصیات انسانی از کسی.
v. (passive) به گونه‌ای رفتار شدن که انگار فرد یک انسان نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

dehumanises individuals

Persian_translation

it dehumanises them

Persian_translation

dehumanises society

Persian_translation

further dehumanises

Persian_translation

dehumanised victims

Persian_translation

who dehumanises

Persian_translation

dehumanises people

Persian_translation

جملات نمونه

the factory conditions dehumanises workers, treating them like machines.

شرایط کارخانه باعث تنزل انسانی کارگران می‌شود و آن‌ها را مانند ماشین‌ها مورد استفاده قرار می‌دهد.

propaganda often dehumanises the enemy to justify violence.

تبلیغات اغلب دشمن را dehumanises می‌کند تا خشونت را توجیه کند.

bureaucratic systems can dehumanises individuals by reducing them to case numbers.

سیستم‌های اداری می‌توانند با کاهش آن‌ها به شماره پرونده، افراد را dehumanises کنند.

the constant surveillance dehumanises citizens, eroding their privacy.

نظارت مداوم باعث dehumanises شهروندان می‌شود و حریم خصوصی آن‌ها را از بین می‌برد.

treating prisoners solely as numbers dehumanises them and ignores their humanity.

معاملات زندانیان صرفاً به عنوان اعداد باعث dehumanises آن‌ها و نادیده گرفتن انسانیت آن‌ها می‌شود.

the relentless pursuit of profit can dehumanises employees, valuing output over well-being.

پیگیری بی‌وقفه سود می‌تواند باعث dehumanises کارمندان شود و به جای رفاه، خروجی را ارزش قائل شود.

automated systems, if poorly designed, can dehumanises customer interactions.

سیستم‌های خودکار، در صورت طراحی ضعیف، می‌توانند باعث dehumanises تعاملات مشتری شوند.

the media's portrayal of refugees often dehumanises them, fostering prejudice.

تصویر رسانه‌ها از پناهندگان اغلب باعث dehumanises آن‌ها می‌شود و باعث ایجاد تعصب می‌کند.

exploitation of vulnerable populations dehumanises them and perpetuates inequality.

بهره‌کشی از جمعیت‌های آسیب‌پذیر باعث dehumanises آن‌ها می‌شود و نابرابری را تداوم می‌بخشد.

the legal system, if overly rigid, can dehumanises individuals facing justice.

سیستم حقوقی، در صورت بیش از حد سفت و سخت بودن، می‌تواند باعث dehumanises افرادی شود که با عدالت روبرو هستند.

technological advancements, without ethical considerations, can dehumanises human relationships.

پیشرفت‌های فناوری، بدون در نظر گرفتن ملاحظات اخلاقی، می‌تواند باعث dehumanises روابط انسانی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید