deidealization

[ایالات متحده]/[ˌdiːɪdɪəlaɪˈzeɪʃən]/
[بریتانیا]/[ˌdiːɪdɪəlaɪˈzeɪʃən]/

ترجمه

n. فرایند از دست دادن یا ترک نظرات یا اصول ایدئالیستی؛ کار یا عمل ایجاد کردن چیزی واقعی‌تر یا عملی‌تر؛ کاهش ایدئالیسم چیزی
v. از یا ترک ایدئالیسم را آزاد کردن؛ چیزی را واقعی‌تر یا عملی‌تر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deidealization process

فرآیند دئویدئالیزاسیون

experiencing deidealization

تجربه دئویدئالیزاسیون

avoid deidealization

جلوگیری از دئویدئالیزاسیون

deidealization effect

اثر دئویدئالیزاسیون

stage of deidealization

مرحله دئویدئالیزاسیون

deidealization leads

دئویدئالیزاسیون منجر می‌شود

witness deidealization

گواه دئویدئالیزاسیون شدن

deidealization theory

نظریه دئویدئالیزاسیون

impact of deidealization

تأثیر دئویدئالیزاسیون

undergoing deidealization

در حال دئویدئالیزاسیون بودن

جملات نمونه

the public's deidealization of politicians often leads to cynicism.

دیدگاه عموم نسبت به سیاستمداران اغلب منجر به سkeptisism می‌شود.

his deidealization of the past was a necessary step towards acceptance.

دیدگاه او نسبت به گذشته گامی ضروری در راه پذیرش بود.

the film showed a realistic portrayal, avoiding any deidealization of the protagonist.

فیلم یک نمایش واقع‌گرایانه نشان داد و از هر گونه دیدگاه نسبت به شخص اصلی پرهیز کرد.

a healthy relationship requires a degree of deidealization of your partner.

یک رابطه سالم نیاز به میزانی از دیدگاه نسبت به شریک زندگی‌تان دارد.

the deidealization of childhood can be a painful but important process.

دیدگاه نسبت به کودکی می‌تواند فرآیندی دردناک اما مهم باشد.

she experienced a painful deidealization of her college years after graduation.

او پس از فارغ‌التحصیلی، دیدگاه نسبت به سال‌های دانشگاهی خود را تجربه کرد که دردناک بود.

the deidealization of historical figures allows for a more nuanced understanding.

دیدگاه نسبت به شخصیت‌های تاریخی به درک دقیق‌تری امکان‌پذیر می‌شود.

his deidealization of the company's culture revealed some uncomfortable truths.

دیدگاه او نسبت به فرهنگ شرکت برخی از واقعیت‌های ناخوشایند را آشکار کرد.

the deidealization of romantic relationships can prevent disappointment later on.

دیدگاه نسبت به روابط عاشقانه می‌تواند از ناامیدی‌های بعدی جلوگیری کند.

through experience, she underwent a gradual deidealization of her career aspirations.

از طریق تجربه، او به تدریج دیدگاه نسبت به آرزوهای شغلی خود را تجربه کرد.

the deidealization of the startup's potential was a sign of growing realism.

دیدگاه نسبت به پتانسیل شرکت نوپا، نشانه‌ای از رشد واقع‌گرایی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید