deifying

[ایالات متحده]/ˈdiːɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdiːɪfaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تبدیل کردن کسی یا چیزی به خدا

عبارات و ترکیب‌ها

deifying leaders

تقدیس رهبران

deifying figures

تقدیس چهره‌ها

deifying myths

تقدیس اسطوره‌ها

deifying heroes

تقدیس قهرمانان

deifying beliefs

تقدیس باورها

deifying traditions

تقدیس سنت‌ها

deifying culture

تقدیس فرهنگ

deifying symbols

تقدیس نمادها

deifying ideals

تقدیس آرمان‌ها

deifying practices

تقدیس اعمال

جملات نمونه

deifying someone can lead to unrealistic expectations.

تعظیم بیش از حد به کسی می‌تواند منجر به ایجاد انتظارات غیرواقعی شود.

the media has a tendency of deifying celebrities.

رسانه‌ها تمایلی به خدایانه کردن مشاهیر دارند.

deifying historical figures can distort our understanding of history.

خدایانه کردن چهره‌های تاریخی می‌تواند درک ما از تاریخ را تحریف کند.

people often start deifying their leaders during times of crisis.

افراد اغلب در زمان بحران شروع به خدایانه کردن رهبران خود می‌کنند.

deifying ideas can prevent critical thinking.

خدایانه کردن ایده‌ها می‌تواند از تفکر انتقادی جلوگیری کند.

she cautioned against deifying technology without understanding its flaws.

او در مورد خدایانه کردن فناوری بدون درک عیوب آن هشدار داد.

deifying nature can lead to neglecting environmental issues.

خدایانه کردن طبیعت می‌تواند منجر به نادیده گرفتن مسائل زیست محیطی شود.

in literature, deifying characters can create compelling narratives.

در ادبیات، خدایانه کردن شخصیت‌ها می‌تواند داستان‌های جذابی ایجاد کند.

deifying a mentor can hinder personal growth.

خدایانه کردن یک مربی می‌تواند رشد شخصی را مختل کند.

he warned against deifying success at the expense of well-being.

او در مورد خدایانه کردن موفقیت به قیمت رفاه هشدار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید