delocalized

[ایالات متحده]/dɪˈləʊ.kə.laɪz/
[بریتانیا]/diˈloʊ.kə.laɪz/

ترجمه

vt. برای حذف از یک مکان خاص

عبارات و ترکیب‌ها

delocalize production

تفكیک تولید

delocalize services

تفكیک خدمات

delocalize jobs

تفكیک مشاغل

delocalize resources

تفكیک منابع

delocalize economy

تفكیک اقتصاد

delocalize supply

تفكیک عرضه

delocalize manufacturing

تفكیک تولید

delocalize operations

تفكیک عملیات

delocalize workforce

تفكیک نیروی کار

delocalize production lines

تفكیک خطوط تولید

جملات نمونه

the company decided to delocalize its production to reduce costs.

شرکت تصمیم گرفت تولید خود را جابجا کند تا هزینه‌ها را کاهش دهد.

many businesses choose to delocalize in search of cheaper labor.

بسیاری از کسب و کارها به دنبال نیروی کار ارزان‌تر، به جابجایی روی می‌آورند.

delocalizing operations can lead to significant savings.

جابجایی عملیات می‌تواند منجر به صرفه‌جویی قابل توجهی شود.

some experts argue that delocalizing can harm local economies.

برخی از کارشناسان استدلال می‌کنند که جابجایی می‌تواند به اقتصاد محلی آسیب برساند.

delocalize your supply chain to enhance efficiency.

برای افزایش کارایی، زنجیره تامین خود را جابجا کنید.

it's essential to consider the risks of delocalizing jobs.

در نظر گرفتن خطرات جابجایی مشاغل ضروری است.

delocalizing may offer access to new markets.

جابجایی ممکن است دسترسی به بازارهای جدید را فراهم کند.

firms often delocalize to remain competitive in the global market.

شرکت‌ها اغلب برای باقی ماندن در بازار جهانی رقابتی، جابجا می‌شوند.

delocalizing can sometimes lead to a loss of quality control.

جابجایی گاهی اوقات می‌تواند منجر به از دست دادن کنترل کیفیت شود.

they plan to delocalize their customer service department.

آنها قصد دارند بخش خدمات مشتری خود را جابجا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید