demijohns

[ایالات متحده]/ˈdɛmɪˌdʒɒnz/
[بریتانیا]/ˈdɛmɪˌdʒɑnz/

ترجمه

n. یک بطری بزرگ با گردن باریک، که معمولاً در بافت نی قرار دارد؛ یک ظرف برای نگهداری مایعات، به ویژه نوشیدنی‌های تخمیر شده

عبارات و ترکیب‌ها

demijohns for sale

فروش دِمِجوِن

fill demijohns carefully

دِمِجوِن‌ها را با دقت پر کنید

store demijohns upright

دِمِجوِن‌ها را به صورت عمودی نگهداری کنید

clean demijohns thoroughly

دِمِجوِن‌ها را به طور کامل تمیز کنید

demijohns for fermentation

دِمِجوِن برای تخمیر

label demijohns properly

برچسب‌گذاری مناسب دِمِجوِن‌ها

demijohns with corks

دِمِجوِن با درب‌های چوبی

demijohns in storage

دِمِجوِن در انبار

demijohns for wine

دِمِجوِن برای شراب

demijohns and bottles

دِمِجوِن و بطری‌ها

جملات نمونه

we filled the demijohns with homemade wine.

ما دوجدکان‌ها را با شراب خانگی پر کردیم.

the demijohns were carefully labeled for storage.

دوجدکان‌ها به دقت برای نگهداری برچسب‌گذاری شدند.

he carried two demijohns of olive oil to the market.

او دو دوجدکان روغن زیتون را به بازار حمل کرد.

demijohns are often used for fermentation in winemaking.

دوجدکان‌ها اغلب برای تخمیر در شراب‌سازی استفاده می‌شوند.

we found several antique demijohns at the flea market.

ما چندین دوجدکان عتیقه در بازار محلی پیدا کردیم.

she decorates her kitchen with colorful demijohns.

او آشپزخانه خود را با دوجدکان‌های رنگارنگ تزئین می‌کند.

they transported the demijohns carefully to avoid breakage.

آنها دوجدکان‌ها را با دقت حمل کردند تا از شکستن آن‌ها جلوگیری کنند.

each demijohn holds about five liters of liquid.

هر دوجدکان حدود پنج لیتر مایع در خود جای می‌دهد.

he showcased his collection of vintage demijohns.

او مجموعه دوجدکان‌های قدیمی خود را به نمایش گذاشت.

demijohns are essential for homebrewing enthusiasts.

دوجدکان‌ها برای علاقه‌مندان به آبجو خانگی ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید