demist

[ایالات متحده]/dɪˈmɪst/
[بریتانیا]/dɪˈmɪst/

ترجمه

vt. برای حذف مه یا بخار از یک سطح
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdemisting
شکل سوم شخص مفردdemists
جمعdemists
زمان گذشتهdemisted
قسمت سوم فعلdemisted

عبارات و ترکیب‌ها

demist mirror

آینه ضد مه

demist function

عملکرد ضد مه

demist button

دکمه ضد مه

demist setting

تنظیمات ضد مه

demist mode

حالت ضد مه

demist feature

ویژگی ضد مه

demist system

سیستم ضد مه

demist air

هوا ضد مه

demist glass

شیشه ضد مه

demist control

کنترل ضد مه

جملات نمونه

it took a few minutes for the car windows to demist.

مدتی طول کشید تا شیشه‌های ماشین ضد مه شوند.

make sure to demist the mirror before shaving.

مطمئن شوید که قبل از اصلاح آینه را ضد مه کنید.

he used a cloth to demist his glasses.

او از یک پارچه برای ضد مه کردن عینک خود استفاده کرد.

the fog made it hard to see, so i needed to demist the windshield.

مه باعث می‌شد دیدن سخت باشد، بنابراین نیاز داشتم شیشه‌ جلو را ضد مه کنم.

to drive safely, you should always demist your windows.

برای رانندگی ایمن، همیشه باید شیشه‌های خود را ضد مه کنید.

she turned on the defroster to demist the rear window.

او یخ‌زدایی را برای ضد مه کردن شیشه‌ عقب روشن کرد.

he quickly demisted his goggles before diving.

او قبل از شیرجه زدن به سرعت عینک‌های خود را ضد مه کرد.

it was hard to see the road until i managed to demist the glass.

تا زمانی که موفق به ضد مه کردن شیشه شدم، نمی‌توانستم جاده را ببینم.

use a demisting spray to keep your glasses clear.

برای شفاف نگه داشتن عینک خود از یک اسپری ضد مه استفاده کنید.

after a hot shower, i had to demist the bathroom mirror.

بعد از دوش گرفتن داغ، مجبور شدم آینه حمام را ضد مه کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید