demists windows
برطرف کردن مهنمای پنجرهها
demists fog
برطرف کردن مه
demists glass
برطرف کردن مه از شیشه
demists mirror
برطرف کردن مه از آینه
demists air
برطرف کردن مه از هوا
demists lenses
برطرف کردن مه از لنزها
demists surfaces
برطرف کردن مه از سطوح
demists view
برطرف کردن مه از دید
demists car
برطرف کردن مه از ماشین
demists environment
برطرف کردن مه از محیط
as the sun rises, the morning dew demists the grass.
همانطور که خورشید طلوع میکند، شبنم صبحگاهی علفها را از مه رها میکند.
the fog demists slowly, revealing the beautiful landscape.
مه به آرامی از بین میرود و منظره زیبای زیرین را آشکار میکند.
she demists the window to get a better view outside.
او شیشه را پاک میکند تا منظره بیرون را بهتر ببیند.
the car's windshield demists when the heater is turned on.
شیشه جلو ماشین با روشن شدن بخاری از مه رها میشود.
it takes a moment for the glasses to demist after coming indoors.
مدتی طول میکشد تا عینکها پس از ورود به داخل از مه رها شوند.
he used a cloth to demist the bathroom mirror.
او از یک پارچه برای پاک کردن آینه حمام استفاده کرد.
the steam from the shower quickly demists the tiles.
بخار از دوش به سرعت کاشیها را از مه رها میکند.
on chilly mornings, the breath of the horses demists in the air.
در صبحهای سرد، نفس اسبها در هوا از مه رها میشود.
as the temperature rises, the cold glass slowly demists.
همانطور که دما افزایش مییابد، شیشه سرد به آرامی از مه رها میشود.
the artist's breath demists the canvas as he paints.
نفس هنرمند در حین نقاشی بوم را از مه رها میکند.
demists windows
برطرف کردن مهنمای پنجرهها
demists fog
برطرف کردن مه
demists glass
برطرف کردن مه از شیشه
demists mirror
برطرف کردن مه از آینه
demists air
برطرف کردن مه از هوا
demists lenses
برطرف کردن مه از لنزها
demists surfaces
برطرف کردن مه از سطوح
demists view
برطرف کردن مه از دید
demists car
برطرف کردن مه از ماشین
demists environment
برطرف کردن مه از محیط
as the sun rises, the morning dew demists the grass.
همانطور که خورشید طلوع میکند، شبنم صبحگاهی علفها را از مه رها میکند.
the fog demists slowly, revealing the beautiful landscape.
مه به آرامی از بین میرود و منظره زیبای زیرین را آشکار میکند.
she demists the window to get a better view outside.
او شیشه را پاک میکند تا منظره بیرون را بهتر ببیند.
the car's windshield demists when the heater is turned on.
شیشه جلو ماشین با روشن شدن بخاری از مه رها میشود.
it takes a moment for the glasses to demist after coming indoors.
مدتی طول میکشد تا عینکها پس از ورود به داخل از مه رها شوند.
he used a cloth to demist the bathroom mirror.
او از یک پارچه برای پاک کردن آینه حمام استفاده کرد.
the steam from the shower quickly demists the tiles.
بخار از دوش به سرعت کاشیها را از مه رها میکند.
on chilly mornings, the breath of the horses demists in the air.
در صبحهای سرد، نفس اسبها در هوا از مه رها میشود.
as the temperature rises, the cold glass slowly demists.
همانطور که دما افزایش مییابد، شیشه سرد به آرامی از مه رها میشود.
the artist's breath demists the canvas as he paints.
نفس هنرمند در حین نقاشی بوم را از مه رها میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید