demo version
نسخه آزمایشی
demo video
ویدئوی نمایشی
they've already demoed twelve new songs.
آنها از قبل دوازده آهنگ جدید را معرفی کردهاند.
We have already recorded all kinds of ideas and demos during the year, and now it's time to start turning them into something listenable.
ما در طول سال انواع ایده و دمو ضبط کردهایم و اکنون زمان آن رسیده است که شروع به تبدیل آنها به چیزی قابل گوش دادن کنیم.
I will give you a demo of the new software.
من یک دموی نرمافزار جدید را به شما نشان خواهم داد.
The demo version of the game is available for download.
نسخه نمایشی بازی برای دانلود در دسترس است.
She will be giving a demo on cooking techniques.
او یک نمایش از تکنیکهای آشپزی ارائه خواهد داد.
The sales team prepared a demo to showcase the product.
تیم فروش یک نمایش برای نشان دادن محصول آماده کرد.
He watched a demo of the latest smartphone.
او یک نمایش از آخرین گوشی هوشمند تماشا کرد.
The teacher used a demo to explain the scientific concept.
معلم از یک نمایش برای توضیح مفهوم علمی استفاده کرد.
The company will be conducting a demo for potential investors.
شرکت یک نمایش برای سرمایهگذاران بالقوه برگزار خواهد کرد.
The demo of the new car impressed the audience.
نمایش خودروی جدید مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.
I need to practice the demo before the presentation.
من باید قبل از ارائه، نمایش را تمرین کنم.
The software developer created a demo video for the app.
توسعهدهنده نرمافزار یک ویدیوی نمایشی برای برنامه ایجاد کرد.
demo version
نسخه آزمایشی
demo video
ویدئوی نمایشی
they've already demoed twelve new songs.
آنها از قبل دوازده آهنگ جدید را معرفی کردهاند.
We have already recorded all kinds of ideas and demos during the year, and now it's time to start turning them into something listenable.
ما در طول سال انواع ایده و دمو ضبط کردهایم و اکنون زمان آن رسیده است که شروع به تبدیل آنها به چیزی قابل گوش دادن کنیم.
I will give you a demo of the new software.
من یک دموی نرمافزار جدید را به شما نشان خواهم داد.
The demo version of the game is available for download.
نسخه نمایشی بازی برای دانلود در دسترس است.
She will be giving a demo on cooking techniques.
او یک نمایش از تکنیکهای آشپزی ارائه خواهد داد.
The sales team prepared a demo to showcase the product.
تیم فروش یک نمایش برای نشان دادن محصول آماده کرد.
He watched a demo of the latest smartphone.
او یک نمایش از آخرین گوشی هوشمند تماشا کرد.
The teacher used a demo to explain the scientific concept.
معلم از یک نمایش برای توضیح مفهوم علمی استفاده کرد.
The company will be conducting a demo for potential investors.
شرکت یک نمایش برای سرمایهگذاران بالقوه برگزار خواهد کرد.
The demo of the new car impressed the audience.
نمایش خودروی جدید مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.
I need to practice the demo before the presentation.
من باید قبل از ارائه، نمایش را تمرین کنم.
The software developer created a demo video for the app.
توسعهدهنده نرمافزار یک ویدیوی نمایشی برای برنامه ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید