demurenesses

[ایالات متحده]/dɪˈmjʊənəsɪz/
[بریتانیا]/dɪˈmjʊrnəsɪz/

ترجمه

n. ویژگی باوقاری؛ تواضع و احتیاط در رفتار یا ظاهر
n. (pl.) نمونه‌ها یا مصادیق باوقاری؛ شکل جمع باوقار

جملات نمونه

her quiet demureness made her seem mysterious and intriguing to strangers.

خلوص و متانت او باعث می‌شد در نظر غریبه‌ها مرموز و جذاب به نظر برسد.

the actress maintained a modest demureness throughout the interview despite her fame.

بازیگر در طول مصاحبه، با وجود شهرت خود، متانت و فروتنی خود را حفظ کرد.

his affected demureness couldn't conceal his obvious ambition.

ادعای متانت او نمی‌توانست جاه‌طلبی آشکارش را پنهان کند.

the traditional demureness expected of women in that culture was slowly changing.

متانت سنتی که از زنان در آن فرهنگ انتظار می‌رفت، به آرامی در حال تغییر بود.

she answered with characteristic demureness, never raising her voice.

او با متانت همیشگی‌اش پاسخ داد و هرگز صدایش را بلند نکرد.

there was something almost theatrical about his demureness, as if he were performing.

یک جورایی رفتار متانت‌آمیزش صحنه‌گونه بود، انگار که در حال اجرا بود.

the young girl's natural demureness charmed everyone at the formal dinner.

متانت طبیعی دختر جوان، همه را در شام رسمی مجذوب خود کرد.

her demureness was merely a facade hiding a sharp and calculating mind.

متانت او صرفاً یک نقاب بود که ذهن تیز و محاسبه‌گرش را پنهان می‌کرد.

the bride approached the altar with quiet demureness and barely contained joy.

عروس با متانت و شادی تقریباً نمایان، به سمت محراب رفت.

despite her success, she maintained a pleasant demureness that never became arrogance.

با وجود موفقیتش، متانت دلپذیری را حفظ کرد که هرگز به غرور تبدیل نشد.

religious demureness was considered a virtue in their community.

متانت مذهبی در جامعه آنها به عنوان فضیلتی در نظر گرفته می‌شد.

his demureness was clearly feigned, as his eyes betrayed his true feelings.

متانت او به وضوح ساختگی بود، زیرا چشمانش احساسات واقعی‌اش را فاش می‌کرد.

the painting captured her characteristic demureness with remarkable sensitivity.

نقاشی متانت همیشگی او را با حساسیت قابل توجهی به تصویر کشید.

cultural expectations of feminine demureness varied significantly across regions.

انتظارات فرهنگی از متانت زنانه به طور قابل توجهی در مناطق مختلف متفاوت بود.

she possessed a certain demureness that made her seem approachable despite her status.

او متانت خاصی داشت که باعث می‌شد با وجود جایگاهش، به نظر می‌رسید که قابل دسترس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید