demurrals

[ایالات متحده]/dɪˈmɜːrəl/
[بریتانیا]/dɪˈmɜrəl/

ترجمه

n. عمل اعتراض کردن؛ یک اعتراض یا اعتراض

عبارات و ترکیب‌ها

demurral notice

اطلاع عدم اعتراض

demurral argument

استدلال عدم اعتراض

demurral request

درخواست عدم اعتراض

demurral hearing

جلسه عدم اعتراض

demurral motion

دادخواست عدم اعتراض

demurral filing

ثبت اعتراض

demurral response

پاسخ عدم اعتراض

demurral point

نقطه عدم اعتراض

demurral ruling

حکم عدم اعتراض

demurral basis

مبنای عدم اعتراض

جملات نمونه

his demurral to the proposal surprised everyone.

اعتراض او به پیشنهاد همه را شگفت زده کرد.

she expressed her demurral during the meeting.

او اعتراض خود را در طول جلسه بیان کرد.

there was a moment of demurral before he agreed.

قبل از اینکه او موافقت کند، لحظه‌ای اعتراض وجود داشت.

his demurral was noted in the minutes.

اعتراض او در صورتجلسه ثبت شد.

the committee accepted his demurral without question.

کمیته بدون هیچ سوالی اعتراض او را پذیرفت.

she had a demurral about the project's timeline.

او در مورد جدول زمانی پروژه اعتراض داشت.

despite his demurral, the plan moved forward.

با وجود اعتراض او، طرح به جلو رفت.

her demurral was respected by all team members.

همه اعضای تیم به اعتراض او احترام گذاشتند.

his demurral was based on ethical concerns.

اعتراض او بر اساس نگرانی های اخلاقی بود.

they reached a consensus despite his demurral.

آنها با وجود اعتراض او به اجماع رسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید