plausible deniability
امکانسنجی انکار
complete deniability
انکار کامل
deniability factor
عامل انکار
strategic deniability
انکار استراتژیک
deniability clause
تبصره انکار
deniability defense
دفاع انکار
legal deniability
انکار قانونی
operational deniability
انکار عملیاتی
deniability strategy
استراتژی انکار
tactical deniability
انکار تاکتیکی
his alibi provided him with plausible deniability.
وابستگی او به یک بهانه، امکان انکار احتمالی را برای او فراهم کرد.
she maintained deniability about the controversial decision.
او در مورد تصمیم بحثبرانگیز، انکار را حفظ کرد.
the company created a policy for deniability in case of legal issues.
شرکت در صورت بروز مشکلات قانونی، سیاستی برای انکار ایجاد کرد.
his remarks were vague enough to allow for deniability.
اظهارات او به اندازهای مبهم بود که امکان انکار را فراهم کند.
they wanted deniability for their involvement in the scandal.
آنها میخواستند برای نقش خود در رسوایی، انکار وجود داشته باشد.
the politician used deniability as a strategy during the debate.
سیاستمدار از انکار به عنوان یک استراتژی در طول بحث استفاده کرد.
having deniability can protect you from backlash.
داشتن امکان انکار میتواند شما را از واکنش منفی محافظت کند.
they crafted their statements with deniability in mind.
آنها بیانیههای خود را با در نظر گرفتن امکان انکار طراحی کردند.
his careful wording allowed for deniability in the investigation.
انتخاب دقیق کلمات او امکان انکار را در تحقیقات فراهم کرد.
the lack of evidence provided him with deniability.
نبودن مدارک، امکان انکار را برای او فراهم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید