deniability

[ایالات متحده]/dɪˈnaɪə.bɪl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/dɪˈnaɪə.bɪl.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی انکار مسئولیت یا دانش؛ ظرفیت برای رد کردن پاسخگویی، به ویژه در زمینه قانونی یا سیاسی

عبارات و ترکیب‌ها

plausible deniability

امکان‌سنجی انکار

complete deniability

انکار کامل

deniability factor

عامل انکار

strategic deniability

انکار استراتژیک

deniability clause

تبصره انکار

deniability defense

دفاع انکار

legal deniability

انکار قانونی

operational deniability

انکار عملیاتی

deniability strategy

استراتژی انکار

tactical deniability

انکار تاکتیکی

جملات نمونه

his alibi provided him with plausible deniability.

وابستگی او به یک بهانه، امکان انکار احتمالی را برای او فراهم کرد.

she maintained deniability about the controversial decision.

او در مورد تصمیم بحث‌برانگیز، انکار را حفظ کرد.

the company created a policy for deniability in case of legal issues.

شرکت در صورت بروز مشکلات قانونی، سیاستی برای انکار ایجاد کرد.

his remarks were vague enough to allow for deniability.

اظهارات او به اندازه‌ای مبهم بود که امکان انکار را فراهم کند.

they wanted deniability for their involvement in the scandal.

آنها می‌خواستند برای نقش خود در رسوایی، انکار وجود داشته باشد.

the politician used deniability as a strategy during the debate.

سیاستمدار از انکار به عنوان یک استراتژی در طول بحث استفاده کرد.

having deniability can protect you from backlash.

داشتن امکان انکار می‌تواند شما را از واکنش منفی محافظت کند.

they crafted their statements with deniability in mind.

آنها بیانیه‌های خود را با در نظر گرفتن امکان انکار طراحی کردند.

his careful wording allowed for deniability in the investigation.

انتخاب دقیق کلمات او امکان انکار را در تحقیقات فراهم کرد.

the lack of evidence provided him with deniability.

نبودن مدارک، امکان انکار را برای او فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید