denudated

[ایالات متحده]/dɪˈnjuːdeɪtɪd/
[بریتانیا]/dɪˈnuːdeɪtɪd/

ترجمه

vt. برهنه کردن یا نمایان کردن
adj. برهنه؛ عریان

عبارات و ترکیب‌ها

denudated landscape

منظره‌ی از دست رفته

denudated area

منطقه از دست رفته

denudated soil

خاک از دست رفته

denudated surface

سطح از دست رفته

denudated hill

تپه از دست رفته

denudated zone

منطقه از دست رفته

denudated region

منطقه از دست رفته

denudated terrain

زمین از دست رفته

denudated forest

جنگل از دست رفته

denudated ecosystem

زیستگاه از دست رفته

جملات نمونه

the forest was denudated after the storm.

جنگل پس از طوفان دچار فرسایش شدید شد.

the denudated landscape revealed the underlying geology.

مناظر فرسایش‌یافته، زمین‌شناسی زیرین را نشان داد.

after the mining operation, the area was completely denudated.

پس از عملیات معدن‌کاوی، منطقه به طور کامل دچار فرسایش شد.

denudated soils can lead to increased erosion.

خاک‌های فرسایش‌یافته می‌توانند منجر به افزایش فرسایش شوند.

the denudated hills were a stark contrast to the lush valley.

تپه‌های فرسایش‌یافته در تضاد شدید با دره سرسبز بودند.

denudated areas often require reforestation efforts.

مناطق فرسایش‌یافته اغلب به تلاش‌های جنگل‌کاری نیاز دارند.

scientists studied the effects of denudated environments on wildlife.

دانشمندان اثرات محیط‌های فرسایش‌یافته بر حیات وحش را مطالعه کردند.

the riverbank was denudated by heavy rains.

کف رودخانه در اثر باران‌های شدید دچار فرسایش شد.

denudated regions can suffer from loss of biodiversity.

مناطق فرسایش‌یافته می‌توانند دچار کاهش تنوع زیستی شوند.

efforts are being made to restore denudated landscapes.

تلاش‌هایی برای بازگرداندن مناظر فرسایش‌یافته در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید