depilated

[ایالات متحده]/dɪˈpeɪ.leɪ.tɪd/
[بریتانیا]/dɪˈpeɪ.leɪ.tɪd/

ترجمه

vt. مو را برداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

depilated skin

پوست بدون مو

depilated area

منطقه بدون مو

depilated legs

پاهای بدون مو

depilated body

بدن بدون مو

depilated face

صورت بدون مو

depilated underarms

زیر بغل بدون مو

depilated arms

بازوهای بدون مو

depilated bikini

بیکینی بدون مو

depilated eyebrows

ابروهای بدون مو

depilated areas

مناطق بدون مو

جملات نمونه

after the treatment, her legs were completely depilated.

پس از درمان، پاهايش كاملاً از مو پاك شده بودند.

he prefers to keep his back depilated for a cleaner look.

او ترجیح می‌دهد پشت خود را برای داشتن ظاهری تمیزتر، از مو پاك نگه دارد.

many people find depilated skin to be more appealing.

بسیاری از افراد پوست بدون مو را جذاب‌تر می‌دانند.

she decided to get her arms depilated before the summer.

او تصمیم گرفت قبل از تابستان، بازوهایش را از مو پاك کند.

he was surprised at how smooth his skin felt after being depilated.

او از اینکه پوستش بعد از از بین رفتن مو چقدر صاف بود، تعجب کرد.

depilated areas require special care to avoid irritation.

مناطق از مو پاك شده نیاز به مراقبت ویژه برای جلوگیری از تحریک پوستی دارند.

she regularly visits a salon to keep her bikini line depilated.

او به طور منظم به آرایشگاه می‌رود تا خط بیکینی خود را از مو پاك نگه دارد.

some people experience redness after getting depilated.

برخی از افراد بعد از از بین بردن مو، قرمزی پوست را تجربه می‌کنند.

he opted for a laser treatment to achieve a long-lasting depilated effect.

او برای دستیابی به یک اثر ماندگار از بین بردن مو، روش لیزر را انتخاب کرد.

depilated skin can feel sensitive, especially right after treatment.

پوست از مو پاك شده ممکن است حساس باشد، به خصوص بلافاصله پس از درمان.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید