depilating

[ایالات متحده]/[ˈdepɪleɪtɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈdepɪleɪtɪŋ]/

ترجمه

v. -ing حذف مو.
adj. حذف کننده مو؛ حذف مو.
v. حذف مو.

عبارات و ترکیب‌ها

depilating cream

کрем لیزر

depilating strips

نوارهای لیزر

depilating method

روش لیزر

depilating wax

کره لیزر

depilating treatment

درمان لیزر

being depilated

در حال لیزر شدن

depilating salon

سالن لیزر

depilating products

محصولات لیزر

depilating device

دستگاه لیزر

depilating process

فرآیند لیزر

جملات نمونه

she opted for a professional depilating treatment at the salon.

او برای درمان حذف موی حرفه‌ای در سالن انتخاب کرد.

the new depilating cream promised long-lasting results.

کرم جدید حذف مو نتایج پایدار را اعلام کرد.

regular depilating can help prevent ingrown hairs.

حذف منظم مو می‌تواند به جلوگیری از موهای گرفته شده کمک کند.

he used a depilating strip to remove hair from his face.

او از یک نوار حذف مو برای حذف موی صورت خود استفاده کرد.

the depilating device was easy to use and portable.

دستگاه حذف مو ساده برای استفاده و قابل حمل بود.

after depilating, she applied a soothing lotion.

پس از حذف مو، او یک لوسیون آرام‌بخش را به کار گرفت.

many women prefer the convenience of at-home depilating.

بسیاری از زنان راحتی حذف مو در خانه را ترجیح می‌دهند.

the salon offered various depilating methods, including laser.

سالن روش‌های مختلف حذف مو، از جمله لیزر، ارائه می‌داد.

she researched different depilating products before purchasing.

او قبل از خرید، محصولات مختلف حذف مو را مطالعه کرد.

the depilating process can sometimes cause slight irritation.

فرآیند حذف مو گاهی اوقات التهاب خفیف ایجاد می‌کند.

he was nervous about trying a new depilating technique.

او نگران امتحان یک فنون جدید حذف مو بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید