deplanes

[ایالات متحده]/dɪˈpleɪnz/
[بریتانیا]/dɪˈpleɪnz/

ترجمه

vt. باعث شدن که از یک هواپیما پیاده شود
vi. از یک هواپیما پیاده شدن

عبارات و ترکیب‌ها

deplanes quickly

به سرعت پیاده می‌شود

deplanes smoothly

به طور روانه پیاده می‌شود

deplanes first

ابتدا پیاده می‌شود

deplanes last

در آخر پیاده می‌شود

deplanes safely

به طور ایمن پیاده می‌شود

deplanes swiftly

به سرعت و چالاکی پیاده می‌شود

deplanes together

با هم پیاده می‌شوند

deplanes orderly

به ترتیب پیاده می‌شوند

deplanes efficiently

به طور کارآمد پیاده می‌شوند

deplanes with ease

با سهولت پیاده می‌شوند

جملات نمونه

the passenger deplanes after the long flight.

مسافر پس از پرواز طولانی از هواپیما پیاده می‌شود.

as soon as the plane lands, everyone deplanes quickly.

به محض فرود هواپیما، همه به سرعت پیاده می‌شوند.

the crew assists passengers as they deplane.

خدمه پرواز به مسافران کمک می‌کند تا از هواپیما پیاده شوند.

she deplanes with her luggage in hand.

او با چمدانش از هواپیما پیاده می‌شود.

once the plane deplanes, we can head to the terminal.

پس از پیاده شدن مسافران از هواپیما، می‌توانیم به سمت ترمینال برویم.

after the announcement, the first class passengers deplane first.

پس از اعلام، مسافران درجه یک ابتدا پیاده می‌شوند.

he waited patiently as the crowd deplanes.

او با صبر و حوصله منتظر ماند تا جمعیت از هواپیما پیاده شوند.

it is important to stay seated until the last passenger deplanes.

تا آخرین مسافر از هواپیما پیاده نشود، مهم است که روی صندلی خود بمانید.

she always feels anxious when the plane deplanes.

او همیشه هنگام پیاده شدن مسافران از هواپیما مضطرب می‌شود.

the airport staff helps elderly passengers as they deplane.

پرسنل فرودگاه به مسافران مسن کمک می‌کند تا از هواپیما پیاده شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید