deplating

[ایالات متحده]/dɪˈpleɪtɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈpleɪtɪŋ/

ترجمه

n. فرآیند حذف یک پوشش

عبارات و ترکیب‌ها

deplating process

فرآیند جداسازی

deplating solution

محلول جداسازی

deplating method

روش جداسازی

deplating agent

عامل جداسازی

deplating technique

تکنیک جداسازی

deplating equipment

تجهیزات جداسازی

deplating efficiency

راندمان جداسازی

deplating rate

نرخ جداسازی

deplating process control

کنترل فرآیند جداسازی

deplating operation

عملیات جداسازی

جملات نمونه

deplating the old equipment is necessary for safety.

بازیافتن تجهیزات قدیمی برای ایمنی ضروری است.

before refurbishing, we need to focus on deplating.

قبل از بازسازی، باید بر روی بازیافت تمرکز کنیم.

deplating can improve the performance of the machinery.

بازیافت می‌تواند عملکرد ماشین‌آلات را بهبود بخشد.

the process of deplating requires specialized tools.

فرایند بازیافت به ابزارهای تخصصی نیاز دارد.

they are researching new methods for effective deplating.

آنها در حال تحقیق روی روش‌های جدید برای بازیافت مؤثر هستند.

deplating is often the first step in recycling metals.

بازیافت اغلب اولین قدم در بازیافت فلزات است.

we must ensure proper ventilation during the deplating process.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که در طول فرآیند بازیافت تهویه مناسب وجود دارد.

the technician explained the importance of deplating.

تکنسین اهمیت بازیافت را توضیح داد.

deplating can reduce the risk of corrosion in metals.

بازیافت می‌تواند خطر خوردگی در فلزات را کاهش دهد.

after deplating, the surface can be treated more effectively.

پس از بازیافت، می‌توان سطح را به طور مؤثرتری درمان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید