depopulated

[ایالات متحده]/diːˈpɒpjʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/diːˈpɑːpjʊleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت depopulate

عبارات و ترکیب‌ها

depopulated area

منطقه تخلیه شده

depopulated region

منطقه تخلیه شده

depopulated zone

منطقه تخلیه شده

depopulated town

شهر تخلیه شده

depopulated city

شهر تخلیه شده

depopulated landscape

مناظر تخلیه شده

depopulated country

کشور تخلیه شده

depopulated village

دهکده تخلیه شده

depopulated site

محل تخلیه شده

جملات نمونه

the town was depopulated after the factory closed.

شهر پس از تعطیل شدن کارخانه تخلیه شد.

many rural areas have become depopulated over the years.

بسیاری از مناطق روستایی در طول سال‌ها تخلیه شده‌اند.

the war left the region largely depopulated.

جنگ باعث تخلیه گسترده منطقه شد.

efforts are being made to revitalize depopulated neighborhoods.

تلاش‌هایی برای احیای محله‌های تخلیه شده در حال انجام است.

climate change has contributed to depopulated areas.

تغییرات آب و هوایی به تخلیه مناطق کمک کرده است.

some cities are facing challenges due to depopulated suburbs.

برخی از شهرها به دلیل حومه‌های تخلیه شده با چالش‌هایی روبرو هستند.

the depopulated island was once a thriving community.

جزیره تخلیه شده زمانی یک جامعه مرفه بود.

research shows that depopulated regions struggle to attract new residents.

تحقیقات نشان می‌دهد که مناطق تخلیه شده برای جذب ساکنان جدید تلاش می‌کنند.

government policies aim to address the issues of depopulated areas.

سیاست‌های دولتی بر هدف قرار دادن مسائل مناطق تخلیه شده متمرکز است.

depopulated towns often suffer from economic decline.

شهرک‌های تخلیه شده اغلب با رکود اقتصادی مواجه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید