depredator

[ایالات متحده]//ˈdeprɪdeɪtə//
[بریتانیا]//ˈdeprədeɪtər//

ترجمه

n. یک فرد یا حیوان که دیگران را غارت می‌کند، به آن‌ها حمله می‌زند یا آن‌ها را فریب می‌دهد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

apex depredator

شکارچه اصلی

depredator control

کنترل شکارچه

depredator management

مدیریت شکارچه

depredator species

گونه شکارچه

depredator removal

حذف شکارچه

depredator attack

حمله شکارچه

depredator population

جمعیت شکارچه

depredatorprey dynamics

دینامیک شکارچه و غذا

depredator management plan

برنامه مدیریت شکارچه

human depredator

شکارچه انسان

جملات نمونه

the sheep were terrified of the silent depredator stalking them from the woods.

گوسفندان از دشمن خاموش که از جنگل به سوی آن‌ها پیاده می‌رود، می‌ترسیدند.

farmers organized a hunt to track down the depredator killing their livestock.

کشاورزان یک شکار را سازمان دادند تا دشمن را که دام‌هایشان را کشته می‌کرد، پی‌گیری کنند.

historians described the invading army as a ruthless depredator of cultural heritage.

تاریخ‌نگاران نیروی مهاجم را به عنوان یک دشمن بی‌رحم از ارث فرهنگی توصیف کردند.

the great white shark is known as an oceanic depredator with few natural enemies.

ماهی سفید بزرگ به عنوان یک دشمن اقیانوسی با کمترین دشمنان طبیعی شناخته می‌شود.

environmental laws aim to protect the fragile ecosystem from any human depredator.

قوانین محیط زیست به منظور حفاظت از سیستم اکولوژیکی نازک از هرگونه دشمن انسانی هستند.

as a depredator of the night, the owl plays a vital role in controlling pests.

سرکه به عنوان یک دشمن شب، نقش حیاتی در کنترل حشرات دارد.

the novel portrays the antagonist as a charming yet dangerous social depredator.

رومان شخصیت مخالف را به عنوان یک دشمن اجتماعی جذاب اما خطرناک نشان می‌دهد.

the insurance company refused to cover damages caused by an unknown depredator.

شرکت بیمه تصمیم گرفت زیان‌های ناشی از یک دشمن ناشناخته را پوشش ندهد.

true conservation focuses on habitat protection rather than eliminating every depredator.

حفظ واقعی روی حفاظت از زیستگاه‌ها تمرکز دارد نه از ازبین بردن هر دشمنی.

he was labeled a corporate depredator after dismantling several established companies.

پس از شکستن چندین شرکت معتبر، او به عنوان یک دشمن کارآفرینی برچسب خورده است.

the ancient civilization collapsed due to constant attacks from a foreign depredator.

این تمدن باستانی به دلیل حملات مداوم از یک دشمن خارجی فروپاشید.

remote cameras captured footage of the elusive depredator dragging its kill.

دوربین‌های دوربین دیجیتال فیلم‌برداری از دشمن گم‌زده را که ماهیگیری خود را به دست می‌آورد، ثبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید