deriving

[ایالات متحده]/dɪˈraɪvɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈraɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به دست آوردن یا کسب کردن از; ناشی از; استخراج کردن از

عبارات و ترکیب‌ها

deriving benefits

به دست آوردن مزایا

deriving insights

به دست آوردن بینش

deriving conclusions

به دست آوردن نتیجه‌گیری

deriving value

به دست آوردن ارزش

deriving pleasure

به دست آوردن لذت

deriving knowledge

به دست آوردن دانش

deriving meaning

به دست آوردن معنا

deriving strength

به دست آوردن قدرت

deriving energy

به دست آوردن انرژی

deriving satisfaction

به دست آوردن رضایت

جملات نمونه

deriving pleasure from simple things can enhance your happiness.

کسب لذت از امور ساده می‌تواند شادی شما را افزایش دهد.

she is deriving inspiration from nature for her artwork.

او الهام خود را از طبیعت برای آثار هنری‌اش می‌گیرد.

he is deriving great satisfaction from his new job.

او از شغل جدیدش بسیار راضی است.

deriving knowledge from experience is essential for personal growth.

کسب دانش از طریق تجربه برای رشد شخصی ضروری است.

they are deriving benefits from their investment strategy.

آنها از استراتژی سرمایه‌گذاری خود بهره‌مند می‌شوند.

deriving conclusions from data requires careful analysis.

رسیدن به نتیجه‌گیری از داده‌ها نیازمند تحلیل دقیق است.

she is deriving comfort from her friends during tough times.

او در زمان‌های سخت از حمایت دوستانش آرامش می‌گیرد.

deriving solutions to problems often involves teamwork.

رسیدن به راه‌حل مشکلات اغلب شامل کار گروهی است.

he is deriving insights from his research findings.

او از یافته‌های تحقیقاتی خود بینش می‌گیرد.

deriving joy from helping others can be very fulfilling.

کسب شادی از کمک به دیگران می‌تواند بسیار مفید باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید