dermatic

[ایالات متحده]/dɜːˈmætɪk/
[بریتانیا]/dɜrˈmætɪk/

ترجمه

adj. مربوط به پوست

عبارات و ترکیب‌ها

dermatic treatment

درمان پوستی

dermatic condition

وضعیت پوستی

dermatic analysis

تحلیل پوستی

dermatic care

مراقبت پوستی

dermatic issues

مشکلات پوستی

dermatic products

محصولات پوستی

dermatic research

تحقیقات پوستی

dermatic therapy

درمان پوستی

dermatic symptoms

علائم پوستی

dermatic specialist

متخصص پوست

جملات نمونه

dermatic conditions can affect people of all ages.

شرایط پوستی می‌توانند بر افراد در تمام سنین تأثیر بگذارند.

she applied a dermatic cream to soothe her rash.

او یک کرم پوستی برای تسکین بثورات پوستی خود استفاده کرد.

dermatic allergies often require medical attention.

واکنش‌های آلرژیک پوستی اغلب نیاز به مراقبت‌های پزشکی دارند.

he studied dermatic science in university.

او علم پوستی را در دانشگاه مطالعه کرد.

understanding dermatic symptoms is crucial for diagnosis.

درک علائم پوستی برای تشخیص بسیار مهم است.

she visited a specialist for her dermatic issues.

او برای مشکلات پوستی خود به یک متخصص مراجعه کرد.

proper hygiene can prevent many dermatic diseases.

بهداشت مناسب می‌تواند از بسیاری از بیماری‌های پوستی جلوگیری کند.

dermatic research is essential for developing new treatments.

تحقیقات پوستی برای توسعه درمان‌های جدید ضروری است.

he experienced dermatic irritation after using the new soap.

او پس از استفاده از صابون جدید، تحریک پوستی را تجربه کرد.

many dermatic products are available over the counter.

محصولات پوستی زیادی به صورت بدون نسخه در دسترس هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید