descendancy

[ایالات متحده]/dɪˈsendənsi/
[بریتانیا]/dɪˈsendənsi/

ترجمه

n. وضعیت یا واقعیتی مبنی بر اینکه از یک نیاک مشتق شده است؛ نسب‌زادگی

عبارات و ترکیب‌ها

direct descendancy

تبار مستقیم

lineal descendancy

تبار نسبی

noble descendancy

تبار اشرافی

royal descendancy

تبار سلطنتی

family descendancy

تبار خانوادگی

tracing descendancy

ردیابی تبار

maternal descendancy

تبار مادری

جملات نمونه

many irish americans trace their descendancy back to the potato famine of the 1840s.

بسیاری از آمریکایی‌های ایرلندی ریشه‌های خود را به قحطی سیب‌زمینی در دهه 1840 نسبت می‌دهند.

the royal family claims direct descendancy from a long line of medieval kings.

خانواده سلطنتی ادعا می‌کند که از یک خط طولانی از پادشاهان قرون وسطی ریشه مستقیم دارد.

she researched her family's descendancy and discovered ancestors from three different european countries.

او درباره سابقه خانوادگی خود تحقیق کرد و نیاکان خود را از سه کشور اروپایی مختلف کشف کرد.

the concept of bloodline and descendancy was crucial to the feudal inheritance system.

مفهوم خط خونی و سابقه خانوادگی برای سیستم ارثی فئودال بسیار مهم بود.

despite his humble origins, he took great pride in his family's noble descendancy.

با وجود ریشه‌های متواضعانه‌اش، او به سابقه خانوادگی شریف خود افتخار می‌کرد.

the organization maintains detailed records of member genealogies and ancestral descendancy.

این سازمان سوابق دقیقی از سابقه خانوادگی و سابقه نیاکان اعضا را حفظ می‌کند.

he can prove his direct descendancy from one of the founding fathers through extensive documentation.

او می‌تواند از طریق مستندات گسترده، ریشه مستقیم خود را از یکی از پدران بنیان‌گذار ثابت کند.

the documentary explores how descendancy shapes identity within immigrant communities.

این مستند بررسی می‌کند که چگونه سابقه خانوادگی هویت را در جوامع مهاجر شکل می‌دهد.

genetic testing has made it easier for people to verify their ethnic and racial descendancy.

تست ژنتیک برای مردم آسان‌تر کرده است تا اصالت قومی و نژادی خود را تأیید کنند.

the royal succession laws were based strictly on lineal descendancy rather than merit.

قوانین جانشینی سلطنتی به طور خاص بر اساس سابقه خانوادگی خطی و نه شایستگی بود.

her paternal descendancy can be traced to a small village in southern italy.

سابقه خانوادگی پدری او را می‌توان به یک روستای کوچک در جنوب ایتالیا ردیابی کرد.

the question of descendancy became a major legal issue in the inheritance dispute.

سوال مربوط به سابقه خانوادگی به یک مسئله حقوقی بزرگ در اختلاف ارث تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید