deseeded apple
سیب برداشته شده از دانه
deseeding tomatoes
برداشتن دانه از گوجه فرنگی
deseeded peppers
فلفل برداشته شده از دانه
already deseeded
از قبل برداشته شده از دانه
carefully deseeded
با دقت برداشته شده از دانه
thoroughly deseeded
به طور کامل برداشته شده از دانه
deseeded melon
ملون برداشته شده از دانه
deseeding cucumber
برداشتن دانه از خیار
partially deseeded
به طور جزئی برداشته شده از دانه
freshly deseeded
به تازگی برداشته شده از دانه
i carefully deseeded the watermelon before slicing it for the salad.
من هندوانه را با دقت از دانه جدا کردم قبل از اینکه آن را برای سالاد برش بزنم.
she deseeded the grapes to make a smoother jelly.
او انگورها را از دانه جدا کرد تا ژله صافتری درست کند.
the recipe called for deseeded pomegranates to create a vibrant sauce.
دستور غذا خواستار انارههای جدا شده از دانه بود تا یک سس زنده ایجاد کند.
he deseeded the apples and baked a delicious pie.
او سیبها را از دانه جدا کرد و یک پای خوشمزه پخت.
make sure the tomatoes are thoroughly deseeded for the salsa.
مطمئن شوید که گوجه فرنگیها به طور کامل از دانه جدا شدهاند تا برای سالسا استفاده شود.
she deseeded the cucumbers and added them to the tzatziki.
او خیارها را از دانه جدا کرد و به ماست اضافه کرد.
the children helped deseed the peppers for the chili.
کودکان به جدا کردن فلفلها برای چیلی کمک کردند.
we deseeded the strawberries before making jam.
ما قبل از درست کردن مربا، توت فرنگیها را از دانه جدا کردیم.
the chef deseeded the guava to prevent a bitter taste.
سرآشپز گووا را از دانه جدا کرد تا از طعم تلخ جلوگیری کند.
after deseeded, the pumpkin was ready for carving.
پس از جدا کردن دانه، کدو تنبل آماده کندهکاری بود.
she deseeded the cantaloupe and blended it into a smoothie.
او هندوانه را از دانه جدا کرد و آن را در اسموتی مخلوط کرد.
deseeded apple
سیب برداشته شده از دانه
deseeding tomatoes
برداشتن دانه از گوجه فرنگی
deseeded peppers
فلفل برداشته شده از دانه
already deseeded
از قبل برداشته شده از دانه
carefully deseeded
با دقت برداشته شده از دانه
thoroughly deseeded
به طور کامل برداشته شده از دانه
deseeded melon
ملون برداشته شده از دانه
deseeding cucumber
برداشتن دانه از خیار
partially deseeded
به طور جزئی برداشته شده از دانه
freshly deseeded
به تازگی برداشته شده از دانه
i carefully deseeded the watermelon before slicing it for the salad.
من هندوانه را با دقت از دانه جدا کردم قبل از اینکه آن را برای سالاد برش بزنم.
she deseeded the grapes to make a smoother jelly.
او انگورها را از دانه جدا کرد تا ژله صافتری درست کند.
the recipe called for deseeded pomegranates to create a vibrant sauce.
دستور غذا خواستار انارههای جدا شده از دانه بود تا یک سس زنده ایجاد کند.
he deseeded the apples and baked a delicious pie.
او سیبها را از دانه جدا کرد و یک پای خوشمزه پخت.
make sure the tomatoes are thoroughly deseeded for the salsa.
مطمئن شوید که گوجه فرنگیها به طور کامل از دانه جدا شدهاند تا برای سالسا استفاده شود.
she deseeded the cucumbers and added them to the tzatziki.
او خیارها را از دانه جدا کرد و به ماست اضافه کرد.
the children helped deseed the peppers for the chili.
کودکان به جدا کردن فلفلها برای چیلی کمک کردند.
we deseeded the strawberries before making jam.
ما قبل از درست کردن مربا، توت فرنگیها را از دانه جدا کردیم.
the chef deseeded the guava to prevent a bitter taste.
سرآشپز گووا را از دانه جدا کرد تا از طعم تلخ جلوگیری کند.
after deseeded, the pumpkin was ready for carving.
پس از جدا کردن دانه، کدو تنبل آماده کندهکاری بود.
she deseeded the cantaloupe and blended it into a smoothie.
او هندوانه را از دانه جدا کرد و آن را در اسموتی مخلوط کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید