desisting

[ایالات متحده]/dɪˈzɪstɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈzɪstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. متوقف شدن یا ادامه ندادن به انجام چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

desisting from

خودداری کردن

desisting entirely

خودداری کامل

desisting action

خودداری از اقدام

desisting quickly

خودداری سریع

desisting efforts

خودداری از تلاش

desisting soon

خودداری به زودی

desisting behavior

خودداری از رفتار

desisting completely

خودداری کامل

desisting willingly

خودداری با میل

desisting now

خودداری اکنون

جملات نمونه

he is desisting from smoking for his health.

او برای سلامتی خود از سیگار کشیدن دست می‌کشد.

they are desisting from their previous plans.

آنها از برنامه‌های قبلی خود دست می‌کشند.

she decided to start desisting from junk food.

او تصمیم گرفت از خوردن غذای ناسالم دست بکشد.

the company is desisting from using harmful chemicals.

شرکت از استفاده از مواد شیمیایی مضر دست می‌کشد.

desisting from negative thoughts can improve your mood.

دست کشیدن از افکار منفی می‌تواند حال شما را بهتر کند.

he is desisting from social media for a while.

او برای مدتی از شبکه‌های اجتماعی دست می‌کشد.

the teacher encouraged students to start desisting from procrastination.

معلم از دانش‌آموزان خواست تا از تعلل دست بکشند.

she is desisting from participating in the competition this year.

او امسال از شرکت در مسابقه دست می‌کشد.

desisting from arguing can lead to a more peaceful environment.

دست کشیدن از بحث و جدل می‌تواند منجر به ایجاد محیطی آرام‌تر شود.

they are desisting from using plastic bags.

آنها از استفاده از کیسه‌های پلاستیکی دست می‌کشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید