deskmate

[ایالات متحده]/ˈdɛskmeɪt/
[بریتانیا]/ˈdɛskmeɪt/

ترجمه

n. دانش آموزی که در همان میز می نشیند

عبارات و ترکیب‌ها

my deskmate

همکار من در کنار میز

deskmate advice

مشاوره همکار

deskmate friendship

دوستی با همکار

new deskmate

همکار جدید

deskmate support

حمایت از همکار

deskmate discussion

بحث با همکار

funny deskmate

همکار خنده‌دار

helpful deskmate

همکار مفید

deskmate project

پروژه همکار

deskmate notes

یادداشت‌های همکار

جملات نمونه

my deskmate is very helpful with my homework.

همکلاسی من در انجام تکالیفم بسیار کمک می‌کند.

we often share snacks during class, my deskmate and i.

ما اغلب در طول کلاس میان وعده با هم به اشتراک می‌گذاریم، همکلاسی من و من.

my deskmate and i study together for exams.

همکلاسی من و من برای امتحان با هم درس می‌کنیم.

i enjoy chatting with my deskmate between classes.

من از گپ و گفت با همکلاسی‌ام بین کلاس‌ها لذت می‌برم.

my deskmate helped me understand the difficult topic.

همکلاسی من به من کمک کرد تا موضوع دشوار را درک کنم.

we often collaborate on projects, my deskmate and i.

ما اغلب روی پروژه‌ها با هم همکاری می‌کنیم، همکلاسی من و من.

my deskmate has a great sense of humor.

همکلاسی من حس شوخ طبعی خوبی دارد.

sometimes, my deskmate distracts me during lectures.

گاهی اوقات، همکلاسی من در طول سخنرانی‌ها حواس من را پرت می‌کند.

i appreciate my deskmate's support during tough times.

من از حمایت همکلاسی‌ام در زمان‌های سخت قدردانی می‌کنم.

my deskmate always arrives early to class.

همکلاسی من همیشه زود به کلاس می‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید