desolder

[ایالات متحده]/diːˈsəʊldə/
[بریتانیا]/diːˈsoʊldər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای حذف سرب از یک مفصل یا اتصال، معمولاً برای قطع ارتباط اجزای الکترونیکی.

عبارات و ترکیب‌ها

desoldering pump

پمپ حذف لحیم

desoldering braid

نخ لحیم‌گیری

desoldering iron

اتو لحیم‌بردار

desolder station

ایستگاه حذف لحیم

carefully desolder

حذف لحیم با دقت

desolder gun

تفنگ حذف لحیم

need to desolder

نیاز به حذف لحیم

easy to desolder

حذف لحیم آسان

desolder component

حذف قطعه

desolder connector

حذف کانکتور

جملات نمونه

you need to desolder the damaged component before installing a new one.

شما باید قطعه آسیب‌دیده را قبل از نصب یک قطعه جدید، باز کنید.

the technician can desolder the joint using a fine-tipped soldering iron.

تکنسین می‌تواند با استفاده از یک هویه با نوک باریک، جوینت را باز کند.

make sure to desolder all connections before removing the circuit board.

مطمئن شوید که قبل از جدا کردن برد مدار، تمام اتصالات را باز کنید.

he learned how to desolder components without damaging the pcb.

او یاد گرفت که چگونه بدون آسیب رساندن به برد PCB، قطعات را باز کند.

we must desolder the wire from the terminal carefully.

ما باید سیم را با دقت از ترمینال باز کنیم.

the repair manual instructs you to desolder the connection completely.

دفترچه راهنمای تعمیر به شما دستور می‌دهد که اتصال را به طور کامل باز کنید.

use a desoldering pump to desolder the melted solder effectively.

برای باز کردن مؤثر سرب مذاب، از یک پمپ باز کردن لحیم استفاده کنید.

engineers often desolder multiple leads simultaneously during rework.

مهندسان اغلب در هنگام بازسازی، چندین سیم را به طور همزمان باز می‌کنند.

she prefers to desolder using a hot air station for precision.

او ترجیح می‌دهد از ایستگاه هوای گرم برای دقت بیشتر، استفاده کند و قطعات را باز کند.

the team will desolder the old connectors and install new ones.

تیم اتصالات قدیمی را باز کرده و اتصالات جدید را نصب خواهد کرد.

always desolder components in a well-ventilated area for safety.

همیشه برای ایمنی، قطعات را در یک فضای با تهویه مناسب باز کنید.

they had to desolder the battery connector to replace the power supply.

آنها مجبور شدند کانکتور باتری را باز کنند تا منبع تغذیه را جایگزین کنند.

i need to desolder this led from the display panel.

من باید این LED را از پنل نمایش باز کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید