deterge stains
حذف لکهها
deterge surfaces
تمیز کردن سطوح
deterge fabrics
تمیز کردن پارچهها
deterge dishes
شستن بشقابها
deterge skin
تمیز کردن پوست
deterge carpets
تمیز کردن فرشها
deterge utensils
تمیز کردن وسایل آشپزخانه
deterge appliances
تمیز کردن وسایل خانگی
deterge floors
تمیز کردن کفها
deterge hands
شستن دستها
we need to deterge the stains from the carpet.
ما نیاز داریم لکهها را از روی فرش پاک کنیم.
the detergent will help to deterge the dishes effectively.
صابون ظرفشویی به طور موثر به تمیز کردن ظروف کمک می کند.
it's important to deterge your hands before cooking.
قبل از آشپزی، شستن دست ها مهم است.
they used a special solution to deterge the metal surfaces.
آنها از یک محلول خاص برای تمیز کردن سطوح فلزی استفاده کردند.
after the party, we had to deterge the spilled drinks.
بعد از مهمانی، مجبور شدیم نوشیدنی های ریخته شده را تمیز کنیم.
he forgot to deterge the grease from the stove.
او فراموش کرد چربی را از روی اجاق گاز پاک کند.
to maintain hygiene, we must deterge all surfaces regularly.
برای حفظ بهداشت، باید به طور منظم تمام سطوح را تمیز کنیم.
the team worked hard to deterge the graffiti from the walls.
تیم سخت برای پاک کردن نوشته های گرافیتی از دیوارها تلاش کرد.
she used a brush to deterge the stubborn dirt from the shoes.
او از یک برس برای تمیز کردن خاک و کثیفی سرسخت از روی کفش ها استفاده کرد.
it's essential to deterge the equipment after each use.
پس از هر بار استفاده، تمیز کردن تجهیزات ضروری است.
deterge stains
حذف لکهها
deterge surfaces
تمیز کردن سطوح
deterge fabrics
تمیز کردن پارچهها
deterge dishes
شستن بشقابها
deterge skin
تمیز کردن پوست
deterge carpets
تمیز کردن فرشها
deterge utensils
تمیز کردن وسایل آشپزخانه
deterge appliances
تمیز کردن وسایل خانگی
deterge floors
تمیز کردن کفها
deterge hands
شستن دستها
we need to deterge the stains from the carpet.
ما نیاز داریم لکهها را از روی فرش پاک کنیم.
the detergent will help to deterge the dishes effectively.
صابون ظرفشویی به طور موثر به تمیز کردن ظروف کمک می کند.
it's important to deterge your hands before cooking.
قبل از آشپزی، شستن دست ها مهم است.
they used a special solution to deterge the metal surfaces.
آنها از یک محلول خاص برای تمیز کردن سطوح فلزی استفاده کردند.
after the party, we had to deterge the spilled drinks.
بعد از مهمانی، مجبور شدیم نوشیدنی های ریخته شده را تمیز کنیم.
he forgot to deterge the grease from the stove.
او فراموش کرد چربی را از روی اجاق گاز پاک کند.
to maintain hygiene, we must deterge all surfaces regularly.
برای حفظ بهداشت، باید به طور منظم تمام سطوح را تمیز کنیم.
the team worked hard to deterge the graffiti from the walls.
تیم سخت برای پاک کردن نوشته های گرافیتی از دیوارها تلاش کرد.
she used a brush to deterge the stubborn dirt from the shoes.
او از یک برس برای تمیز کردن خاک و کثیفی سرسخت از روی کفش ها استفاده کرد.
it's essential to deterge the equipment after each use.
پس از هر بار استفاده، تمیز کردن تجهیزات ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید