deviltries abound
تلاشهای شیطانی فراوان
deviltries revealed
تلاشهای شیطانی آشکار شد
deviltries exposed
تلاشهای شیطانی نمایان شد
deviltries undone
تلاشهای شیطانی بیاثر شد
deviltries confessed
تلاشهای شیطانی اعتراف شد
deviltries discussed
در مورد تلاشهای شیطانی بحث شد
deviltries curbed
تلاشهای شیطانی مهار شد
deviltries thwarted
تلاشهای شیطانی ناکام شد
deviltries ignored
تلاشهای شیطانی نادیده گرفته شد
his deviltries often got him into trouble.
رفتارهای شیطنتآمیزش اغلب او را در دردسر میانداخت.
they spoke of his deviltries with a mix of fear and admiration.
آنها از رفتارهای شیطنتآمیزش با ترکیبی از ترس و تحسین صحبت میکردند.
she couldn't believe the deviltries he had planned for the party.
او نمیتوانست باور کند چه نقشههای شیطنتآمیزی برای مهمانی طراحی کرده است.
the children were fascinated by his tales of deviltries.
کودکان مجذوب داستانهای شیطنتآمیزش بودند.
his deviltries were legendary among his friends.
رفتارهای شیطنتآمیزش افسانهای بود بین دوستانش.
she warned him to stop his deviltries before it was too late.
او به او هشدار داد که قبل از اینکه خیلی دیر شود، رفتارهای شیطنتآمیزش را متوقف کند.
the novel is filled with deviltries that challenge the protagonist.
رمان پر از نقشههای شیطنتآمیزی است که شخصیت اصلی را به چالش میکشد.
his reputation for deviltries made him both feared and respected.
شهرت او برای رفتارهای شیطنتآمیزش باعث شد که هم از او بترسند و هم به او احترام بگذارند.
they planned a series of deviltries to prank their neighbors.
آنها یک سری نقشههای شیطنتآمیز برای شوخی با همسایگان خود برنامهریزی کردند.
in folklore, the deviltries of tricksters are often celebrated.
در فولکلور، نقشههای شیطنتآمیز فریبکاران اغلب جشن گرفته میشوند.
deviltries abound
تلاشهای شیطانی فراوان
deviltries revealed
تلاشهای شیطانی آشکار شد
deviltries exposed
تلاشهای شیطانی نمایان شد
deviltries undone
تلاشهای شیطانی بیاثر شد
deviltries confessed
تلاشهای شیطانی اعتراف شد
deviltries discussed
در مورد تلاشهای شیطانی بحث شد
deviltries curbed
تلاشهای شیطانی مهار شد
deviltries thwarted
تلاشهای شیطانی ناکام شد
deviltries ignored
تلاشهای شیطانی نادیده گرفته شد
his deviltries often got him into trouble.
رفتارهای شیطنتآمیزش اغلب او را در دردسر میانداخت.
they spoke of his deviltries with a mix of fear and admiration.
آنها از رفتارهای شیطنتآمیزش با ترکیبی از ترس و تحسین صحبت میکردند.
she couldn't believe the deviltries he had planned for the party.
او نمیتوانست باور کند چه نقشههای شیطنتآمیزی برای مهمانی طراحی کرده است.
the children were fascinated by his tales of deviltries.
کودکان مجذوب داستانهای شیطنتآمیزش بودند.
his deviltries were legendary among his friends.
رفتارهای شیطنتآمیزش افسانهای بود بین دوستانش.
she warned him to stop his deviltries before it was too late.
او به او هشدار داد که قبل از اینکه خیلی دیر شود، رفتارهای شیطنتآمیزش را متوقف کند.
the novel is filled with deviltries that challenge the protagonist.
رمان پر از نقشههای شیطنتآمیزی است که شخصیت اصلی را به چالش میکشد.
his reputation for deviltries made him both feared and respected.
شهرت او برای رفتارهای شیطنتآمیزش باعث شد که هم از او بترسند و هم به او احترام بگذارند.
they planned a series of deviltries to prank their neighbors.
آنها یک سری نقشههای شیطنتآمیز برای شوخی با همسایگان خود برنامهریزی کردند.
in folklore, the deviltries of tricksters are often celebrated.
در فولکلور، نقشههای شیطنتآمیز فریبکاران اغلب جشن گرفته میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید