devoice sound
صدای دیویس
devoice message
پیام دیویس
devoice feedback
بازخورد دیویس
devoice signal
سیگنال دیویس
devoice content
محتوای دیویس
devoice audio
صدا دیویس
devoice clip
کلیپ دیویس
devoice track
قطعه دیویس
devoice tone
لحن دیویس
devoice recording
ضبط دیویس
he tried to devoice his feelings during the meeting.
او سعی کرد احساسات خود را در طول جلسه بیان کند.
she decided to devoice her concerns about the project.
او تصمیم گرفت نگرانی های خود را در مورد پروژه بیان کند.
in therapy, he learned to devoice negative thoughts.
در درمان، او یاد گرفت افکار منفی را بیان کند.
it's important to devoice unnecessary complaints.
بیان کردن شکایت های غیر ضروری مهم است.
she chose to devoice her criticisms to maintain harmony.
او برای حفظ هماهنگی انتقادات خود را بیان کرد.
he often devoices his opinions in group discussions.
او اغلب نظرات خود را در بحث های گروهی بیان می کند.
to avoid conflict, they decided to devoice their disagreements.
برای جلوگیری از درگیری، آنها تصمیم گرفتند اختلافات خود را بیان کنند.
she learned to devoice her anger in stressful situations.
او یاد گرفت خشم خود را در شرایط استرس زا بیان کند.
he often felt the need to devoice his frustrations.
او اغلب احساس نیاز به بیان ناراحتی های خود را می کرد.
they agreed to devoice personal issues during work hours.
آنها توافق کردند مسائل شخصی را در ساعات کاری بیان کنند.
devoice sound
صدای دیویس
devoice message
پیام دیویس
devoice feedback
بازخورد دیویس
devoice signal
سیگنال دیویس
devoice content
محتوای دیویس
devoice audio
صدا دیویس
devoice clip
کلیپ دیویس
devoice track
قطعه دیویس
devoice tone
لحن دیویس
devoice recording
ضبط دیویس
he tried to devoice his feelings during the meeting.
او سعی کرد احساسات خود را در طول جلسه بیان کند.
she decided to devoice her concerns about the project.
او تصمیم گرفت نگرانی های خود را در مورد پروژه بیان کند.
in therapy, he learned to devoice negative thoughts.
در درمان، او یاد گرفت افکار منفی را بیان کند.
it's important to devoice unnecessary complaints.
بیان کردن شکایت های غیر ضروری مهم است.
she chose to devoice her criticisms to maintain harmony.
او برای حفظ هماهنگی انتقادات خود را بیان کرد.
he often devoices his opinions in group discussions.
او اغلب نظرات خود را در بحث های گروهی بیان می کند.
to avoid conflict, they decided to devoice their disagreements.
برای جلوگیری از درگیری، آنها تصمیم گرفتند اختلافات خود را بیان کنند.
she learned to devoice her anger in stressful situations.
او یاد گرفت خشم خود را در شرایط استرس زا بیان کند.
he often felt the need to devoice his frustrations.
او اغلب احساس نیاز به بیان ناراحتی های خود را می کرد.
they agreed to devoice personal issues during work hours.
آنها توافق کردند مسائل شخصی را در ساعات کاری بیان کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید