devotednesses

[ایالات متحده]/dɪˈvəʊtɪdnəsɪz/
[بریتانیا]/dɪˈvoʊtɪdnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن وفادار؛ وفاداری، پایبندی یا ایمان به یک باور، فرد یا هدف

جملات نمونه

his religious devotednesses inspired the entire community.

پرداختنی بودن او در زمینه دینی، تمامی جامعه را الهام بخشید.

the couple's mutual devotednesses was evident in their actions.

پرداختنی بودن متقابل این زوج در اعمالشان آشکار بود.

her family's devotednesses kept them together during difficult times.

پرداختنی بودن خانواده‌اش آنها را در زمان‌های دشوار با هم پیوسته نگه داشت.

the politician's political devotednesses was questioned by his opponents.

پرداختنی بودن سیاسی او توسط رقبایشان مورد پرسش قرار گرفت.

their deep devotednesses to the cause was admirable.

پرداختنی بودن عمیق آنها به این بازگشت قابل تحسین بود.

the soldiers showed unwavering devotednesses to their country.

نیروی نظامی‌ها پرداختنی بودن بدون تزلزل به کشورشان نشان دادند.

true devotednesses requires sacrifice.

پرداختنی بودن واقعی نیاز به قربانی دارد.

the teacher's devotednesses to her students was remarkable.

پرداختنی بودن معلم به دانش‌آموزانش قابل توجه بود.

his absolute devotednesses to his work impressed everyone.

پرداختنی بودن مطلق او به کارش هر کس را تحت تأثیر قرار داد.

their lifelong devotednesses to each other was beautiful.

پرداختنی بودن طول عمر آنها به یکدیگر زیباست.

the artist's devotednesses to her craft was evident in every piece.

پرداختنی بودن هنرمند به هنر او در هر اثری آشکار بود.

she demonstrated remarkable devotednesses to her friends in need.

او پرداختنی بودن قابل توجهی به دوستانش که نیاز داشتند نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید