the new policy aims to de‑aestheticize the public square, prioritizing function over form.
سیاست جدید به منظور غیر زیباییسازی میدان عمومی، عملکرد را بر زیبایی ترجیح میدهد.
critics argue that the renovation will de‑aestheticize the historic theater, stripping it of its charm.
انتقادات میگویند که بازسازی باعث غیر زیباییسازی تئاتر تاریخی شده و جذابیت آن را از بین میبرد.
some artists choose to de‑aestheticize their work to provoke thought rather than pleasure.
برخی هنرمندان تصمیم میگیرند کار خود را غیر زیباییسازی کنند تا تفکر را تحریک کنند نه لذت.
the marketing team decided to de‑aestheticize the brand’s image for a more serious audience.
تیم بازاریابی تصمیم گرفت تصویر برند را غیر زیباییسازی کند تا برای مخاطبی جدیتر مناسب باشد.
urban planners often de‑aestheticize alleyways to reduce graffiti and vandalism.
برنامهریزان شهری اغلب مسیرهای کوچک را غیر زیباییسازی میکنند تا نوشتههای دیواری و آسیبرسانی را کاهش دهند.
the documentary seeks to de‑aestheticize war footage, presenting raw realities without cinematic flair.
مستند به دنبال غیر زیباییسازی فیلمهای جنگ است و واقعیتهای خام را بدون جذابیت سینمایی ارائه میدهد.
in an effort to be inclusive, the website redesign deliberately de‑aestheticizes its interface.
در تلاشی برای ایجاد ارتباط با همه، باز طراحی وبسایت به طور قصدمی غیر زیباییسازی رابط کاربری خود را انجام داد.
the novelist de‑aestheticizes the prose, using plain language to highlight social issues.
نویسنده رمان، زبان را غیر زیباییسازی میکند و از زبان ساده برای تاکید بر مسائل اجتماعی استفاده میکند.
the professor’s lecture attempted to de‑aestheticize literary criticism, focusing on historical context.
در سخنرانی استاد، سعی شد انتقاد ادبی را غیر زیباییسازی کرد و بر زمینه تاریخی تمرکز شود.
designers were asked to de‑aestheticize the packaging to comply with sustainability standards.
طراحان از آنها خواسته شد تا بستهبندی را غیر زیباییسازی کنند تا با استانداردهای پایداری مطابقت داشته باشد.
the movement aims to de‑aestheticize politics, urging voters to focus on policies rather than charisma.
این جنبش به منظور غیر زیباییسازی سیاست است و انتخاب کنندگان را تشویق میکند تا بر روی سیاستها و نه شخصیتپردازی تمرکز کنند.
by the end of the experiment, the scientists had to de‑aestheticize the lab environment to meet safety regulations.
تا پایان آزمایش، دانشمندان مجبور شدند محیط آزمایشگاه را غیر زیباییسازی کنند تا با مقررات ایمنی مطابقت داشته باشد.
the new policy aims to de‑aestheticize the public square, prioritizing function over form.
سیاست جدید به منظور غیر زیباییسازی میدان عمومی، عملکرد را بر زیبایی ترجیح میدهد.
critics argue that the renovation will de‑aestheticize the historic theater, stripping it of its charm.
انتقادات میگویند که بازسازی باعث غیر زیباییسازی تئاتر تاریخی شده و جذابیت آن را از بین میبرد.
some artists choose to de‑aestheticize their work to provoke thought rather than pleasure.
برخی هنرمندان تصمیم میگیرند کار خود را غیر زیباییسازی کنند تا تفکر را تحریک کنند نه لذت.
the marketing team decided to de‑aestheticize the brand’s image for a more serious audience.
تیم بازاریابی تصمیم گرفت تصویر برند را غیر زیباییسازی کند تا برای مخاطبی جدیتر مناسب باشد.
urban planners often de‑aestheticize alleyways to reduce graffiti and vandalism.
برنامهریزان شهری اغلب مسیرهای کوچک را غیر زیباییسازی میکنند تا نوشتههای دیواری و آسیبرسانی را کاهش دهند.
the documentary seeks to de‑aestheticize war footage, presenting raw realities without cinematic flair.
مستند به دنبال غیر زیباییسازی فیلمهای جنگ است و واقعیتهای خام را بدون جذابیت سینمایی ارائه میدهد.
in an effort to be inclusive, the website redesign deliberately de‑aestheticizes its interface.
در تلاشی برای ایجاد ارتباط با همه، باز طراحی وبسایت به طور قصدمی غیر زیباییسازی رابط کاربری خود را انجام داد.
the novelist de‑aestheticizes the prose, using plain language to highlight social issues.
نویسنده رمان، زبان را غیر زیباییسازی میکند و از زبان ساده برای تاکید بر مسائل اجتماعی استفاده میکند.
the professor’s lecture attempted to de‑aestheticize literary criticism, focusing on historical context.
در سخنرانی استاد، سعی شد انتقاد ادبی را غیر زیباییسازی کرد و بر زمینه تاریخی تمرکز شود.
designers were asked to de‑aestheticize the packaging to comply with sustainability standards.
طراحان از آنها خواسته شد تا بستهبندی را غیر زیباییسازی کنند تا با استانداردهای پایداری مطابقت داشته باشد.
the movement aims to de‑aestheticize politics, urging voters to focus on policies rather than charisma.
این جنبش به منظور غیر زیباییسازی سیاست است و انتخاب کنندگان را تشویق میکند تا بر روی سیاستها و نه شخصیتپردازی تمرکز کنند.
by the end of the experiment, the scientists had to de‑aestheticize the lab environment to meet safety regulations.
تا پایان آزمایش، دانشمندان مجبور شدند محیط آزمایشگاه را غیر زیباییسازی کنند تا با مقررات ایمنی مطابقت داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید