the government aims to de-urbanise the capital by relocating key services to smaller towns.
دولت قصد دارد با جابهجایی خدمات کلیدی به شهرهای کوچک، پایتخت را غیر شهرنشین کند.
a new policy seeks to de-urbanise rural areas, encouraging families to return from megacities.
یک سیاست جدید به دنبال غیر شهرنشین کردن مناطق روستایی است و خانوادهها را تشویق میکند تا از مегا شهرها بازگردند.
urban planners argue that de-urbanise initiatives can reduce traffic congestion and pollution.
برنامهریزان شهری میگویند که اقدامات غیر شهرنشین کردن میتواند ترافیک و آلودگی را کاهش دهد.
the de-urbanise movement has gained momentum in recent years as people seek quieter lifestyles.
حرکت غیر شهرنشین کردن در سالهای اخیر با افزایش سرعت گرفته است زیرا مردم به دنبال سبک زندگی آرامتری هستند.
critics warn that rapid de-urbanise measures could strain public resources in receiving regions.
انتقادات میگویند که اقدامات سریع غیر شهرنشین کردن ممکن است منابع عمومی در مناطق دریافت کننده را تحت فشار بیاورد.
local authorities launched a program to de-urbanise the region through incentives for green businesses.
مقامات محلی یک برنامه را با حمایت از کسب و کارهای سبز برای غیر شهرنشین کردن منطقه راه اندازی کردند.
the de-urbanise plan includes improving public transport links between suburbs and rural hubs.
طرح غیر شهرنشین کردن شامل بهبود ارتباطات حمل و نقل عمومی بین پیادهروهای شهری و مراکز روستایی است.
many citizens support de-urbanise efforts, hoping to restore community cohesion in small towns.
بسیاری از شهروندان اقدامات غیر شهرنشین کردن را حمایت میکنند و امیدوارند که همدلی جامعه در شهرهای کوچک بازگردد.
researchers study the impact of de-urbanise trends on housing markets across the country.
پژوهشگران تأثیر روندهای غیر شهرنشین کردن را بر بازارهای مسکن در سراسر کشور مورد مطالعه قرار میدهند.
the de-urbanise strategy emphasizes sustainable development and preservation of agricultural land.
استراتژی غیر شهرنشین کردن بر توسعه پایدار و حفظ زمینهای کشاورزی تأکید دارد.
public debates about de-urbanise policies often highlight the trade-offs between growth and quality of life.
مباحثات عمومی درباره سیاستهای غیر شهرنشین کردن اغلب تبادلهای میان رشد و کیفیت زندگی را روشن میکند.
the city council approved a budget to de-urbanise the downtown area, converting office spaces into parks.
شورای شهر یک بودجه را برای غیر شهرنشین کردن منطقه مرکزی شهر تأیید کرد و فضاهای دفتری را به پارکها تبدیل خواهد کرد.
the government aims to de-urbanise the capital by relocating key services to smaller towns.
دولت قصد دارد با جابهجایی خدمات کلیدی به شهرهای کوچک، پایتخت را غیر شهرنشین کند.
a new policy seeks to de-urbanise rural areas, encouraging families to return from megacities.
یک سیاست جدید به دنبال غیر شهرنشین کردن مناطق روستایی است و خانوادهها را تشویق میکند تا از مегا شهرها بازگردند.
urban planners argue that de-urbanise initiatives can reduce traffic congestion and pollution.
برنامهریزان شهری میگویند که اقدامات غیر شهرنشین کردن میتواند ترافیک و آلودگی را کاهش دهد.
the de-urbanise movement has gained momentum in recent years as people seek quieter lifestyles.
حرکت غیر شهرنشین کردن در سالهای اخیر با افزایش سرعت گرفته است زیرا مردم به دنبال سبک زندگی آرامتری هستند.
critics warn that rapid de-urbanise measures could strain public resources in receiving regions.
انتقادات میگویند که اقدامات سریع غیر شهرنشین کردن ممکن است منابع عمومی در مناطق دریافت کننده را تحت فشار بیاورد.
local authorities launched a program to de-urbanise the region through incentives for green businesses.
مقامات محلی یک برنامه را با حمایت از کسب و کارهای سبز برای غیر شهرنشین کردن منطقه راه اندازی کردند.
the de-urbanise plan includes improving public transport links between suburbs and rural hubs.
طرح غیر شهرنشین کردن شامل بهبود ارتباطات حمل و نقل عمومی بین پیادهروهای شهری و مراکز روستایی است.
many citizens support de-urbanise efforts, hoping to restore community cohesion in small towns.
بسیاری از شهروندان اقدامات غیر شهرنشین کردن را حمایت میکنند و امیدوارند که همدلی جامعه در شهرهای کوچک بازگردد.
researchers study the impact of de-urbanise trends on housing markets across the country.
پژوهشگران تأثیر روندهای غیر شهرنشین کردن را بر بازارهای مسکن در سراسر کشور مورد مطالعه قرار میدهند.
the de-urbanise strategy emphasizes sustainable development and preservation of agricultural land.
استراتژی غیر شهرنشین کردن بر توسعه پایدار و حفظ زمینهای کشاورزی تأکید دارد.
public debates about de-urbanise policies often highlight the trade-offs between growth and quality of life.
مباحثات عمومی درباره سیاستهای غیر شهرنشین کردن اغلب تبادلهای میان رشد و کیفیت زندگی را روشن میکند.
the city council approved a budget to de-urbanise the downtown area, converting office spaces into parks.
شورای شهر یک بودجه را برای غیر شهرنشین کردن منطقه مرکزی شهر تأیید کرد و فضاهای دفتری را به پارکها تبدیل خواهد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید