ruralise

[ایالات متحده]/ˈrʊəraɪlaɪz/
[بریتانیا]/ˈrʊrəlˌaɪz/

ترجمه

v. روستایی کردن; در مناطق روستایی زندگی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ruralise community

تقویت جامعه

ruralise economy

تقویت اقتصاد

ruralise lifestyle

تقویت سبک زندگی

ruralise development

تقویت توسعه

ruralise landscape

تقویت چشم انداز

ruralise agriculture

تقویت کشاورزی

ruralise culture

تقویت فرهنگ

ruralise society

تقویت جامعه

ruralise infrastructure

تقویت زیرساخت

ruralise tourism

تقویت گردشگری

جملات نمونه

we need to ruralise the education system to meet local needs.

ما نیاز داریم سیستم آموزشی را بومی‌سازی کنیم تا نیازهای محلی را برآورده کنیم.

efforts to ruralise the economy can create new job opportunities.

تلاش‌ها برای بومی‌سازی اقتصاد می‌تواند فرصت‌های شغلی جدیدی ایجاد کند.

the government plans to ruralise urban areas to promote agriculture.

دولت قصد دارد مناطق شهری را بومی‌سازی کند تا کشاورزی را ترویج دهد.

to ruralise the community, we must enhance local resources.

برای بومی‌سازی جامعه، ما باید منابع محلی را افزایش دهیم.

they aim to ruralise the landscape by planting more trees.

آنها قصد دارند با کاشتن درختان بیشتر، چشم‌انداز را بومی‌سازی کنند.

we should ruralise our lifestyle to reconnect with nature.

ما باید سبک زندگی خود را بومی‌سازی کنیم تا دوباره با طبیعت ارتباط برقرار کنیم.

it is essential to ruralise our approach to sustainable development.

بومی‌سازی رویکرد ما به توسعه پایدار ضروری است.

they are working to ruralise the health care system for better access.

آنها در تلاشند تا سیستم بهداشت و درمان را بومی‌سازی کنند تا دسترسی به آن بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید