ruralize society
جامعهسازی روستایی
ruralize economy
اقتصاد روستایی
ruralize landscape
مناظر روستایی
ruralize development
توسعه روستایی
ruralize infrastructure
زیرساخت روستایی
ruralize community
جامعه روستایی
ruralize lifestyle
سبک زندگی روستایی
ruralize education
آموزش روستایی
ruralize culture
فرهنگ روستایی
ruralize tourism
گردشگری روستایی
we need to ruralize our approach to sustainable farming.
ما نیاز داریم رویکرد خود را در زمینه کشاورزی پایدار روستایی کنیم.
the government plans to ruralize urban areas to promote agriculture.
دولت قصد دارد مناطق شهری را روستایی کند تا کشاورزی را ترویج دهد.
many people believe we should ruralize our lifestyles for better health.
بسیاری از مردم معتقدند که باید برای سلامتی بهتر سبک زندگی خود را روستایی کنیم.
to ruralize the community, we need more green spaces.
برای روستایی کردن جامعه، به فضاهای سبز بیشتری نیاز داریم.
efforts to ruralize the economy can lead to job creation.
تلاش برای روستایی کردن اقتصاد میتواند منجر به ایجاد شغل شود.
they aim to ruralize the education system by integrating local culture.
آنها قصد دارند سیستم آموزشی را با ادغام فرهنگ محلی روستایی کنند.
it's essential to ruralize infrastructure to support local farmers.
برای حمایت از کشاورزان محلی، روستایی کردن زیرساختها ضروری است.
we should ruralize our tourism strategies to attract more visitors.
ما باید استراتژیهای گردشگری خود را برای جذب بازدیدکنندگان بیشتر روستایی کنیم.
ruralize society
جامعهسازی روستایی
ruralize economy
اقتصاد روستایی
ruralize landscape
مناظر روستایی
ruralize development
توسعه روستایی
ruralize infrastructure
زیرساخت روستایی
ruralize community
جامعه روستایی
ruralize lifestyle
سبک زندگی روستایی
ruralize education
آموزش روستایی
ruralize culture
فرهنگ روستایی
ruralize tourism
گردشگری روستایی
we need to ruralize our approach to sustainable farming.
ما نیاز داریم رویکرد خود را در زمینه کشاورزی پایدار روستایی کنیم.
the government plans to ruralize urban areas to promote agriculture.
دولت قصد دارد مناطق شهری را روستایی کند تا کشاورزی را ترویج دهد.
many people believe we should ruralize our lifestyles for better health.
بسیاری از مردم معتقدند که باید برای سلامتی بهتر سبک زندگی خود را روستایی کنیم.
to ruralize the community, we need more green spaces.
برای روستایی کردن جامعه، به فضاهای سبز بیشتری نیاز داریم.
efforts to ruralize the economy can lead to job creation.
تلاش برای روستایی کردن اقتصاد میتواند منجر به ایجاد شغل شود.
they aim to ruralize the education system by integrating local culture.
آنها قصد دارند سیستم آموزشی را با ادغام فرهنگ محلی روستایی کنند.
it's essential to ruralize infrastructure to support local farmers.
برای حمایت از کشاورزان محلی، روستایی کردن زیرساختها ضروری است.
we should ruralize our tourism strategies to attract more visitors.
ما باید استراتژیهای گردشگری خود را برای جذب بازدیدکنندگان بیشتر روستایی کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید